عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧ - ٨- تحميل بيعت يزيد بر مردم
سامان را به بيعت تحميلى با يزيد مجبور نمايد. اين بود كه با تعداد زيادى از نظاميان و گارد مخصوص خويش به حجاز سفر نمود.
«ابن قتيبه» در كتاب «الامامة و السياسة» داستان اين سفر و سخنان عتابآميز معاويه را در مدينه با حسين بن على عليه السلام و ديگر سرشناسان به تفصيل نقل كرده است.
وى مىنويسد:
«معاويه فرمان داد مردم را به مسجد فراخوانند و چون مردم جمع شدند برخاست و در مورد شايستگى و لياقت يزيد براى خلافت سخن راند و گفت: تمام مسلمانان در كلّيّه بلاد اسلامى جز شما مردم مدينه با يزيد بيعت كردند، من براى اهمّيّت اين شهر آن را به تأخير انداختهام و اگر در امّت اسلامى كسى را بهتر از يزيد مىشناختم به خدا سوگند براى او بيعت مىگرفتم!».
دراين لحظه امام حسين عليه السلام برخاست و سخن وى را قطع كرد و فرمود:
«به خدا سوگند! كسى را كه پدرش از پدر يزيد و مادرش از مادر وى و خودش از خود او بهتر و شايستهتر است كنار نهادى و يزيد را مطرح ساختى!».
معاويه گفت: «گويا خودت را مىگويى؟»
امام عليه السلام فرمود: آرى.
گفت: امّا سخن تو كه مادرت از مادر يزيد بهتر است سخن به حقّى است. چه اينكه فاطمه عليها السلام دختررسول خدا صلى الله عليه و آله است و كسى در دين و سابقه به پاى وى نخواهد بود، و امّا اينكه مىگويى پدرت از پدر يزيد بهتر است، خدا پدر يزيد را بر پدر تو پيروز كرد!!
امام فرمود: «اين جهالت و نادانى براى تو بس است كه دنياى زودگذر را بر آخرت جاويدان برگزيدهاى».
معاويه ادامه داد: امّا اينكه مىگويى خودت از يزيد بهتر هستى به خدا سوگند! يزيد براى امّت محمد صلى الله عليه و آله از تو بهتر و شايستهتر است!!