عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧١ - آغاز عمليّات توّابين
كه گمان مىكنم مردم پس از مرگ يزيد، دعوت ما را اجابت كنند. آنها نيز چنين كردند و مردم زيادى دعوت آنها را اجابت كردند.
آغاز عمليّات توّابين
سرانجام در اوّل ربيعالثانى سال ٦٥ هجرى سليمان بن صرد خُزاعى با يارانش به سوى «نخيله» (محلّ اردوگاه لشكر) حركت كردند، وى جمعيّت شيعيان را اندك يافت، با تعجّب گفت: «سبحان اللَّه از ميان شانزده هزار نفرى كه اعلام آمادگى كردند، جز چهار هزار نفر نيامدند!».
سليمان سه روز در «نخيله» ماند و گروهى را به سراغ شيعيان فرستاد.
از جمله كسانى كه براى طلب يارى و جمع آورى لشكر رفتند حكيم بن مُنقذ كِندى و وَليد بن عصير بود. آن دو تن با شعار
«يا لَثاراتِ الْحُسَيْنِ
؛ براى خونخواهى حسين برخيزيد!» مردم را به كمك طلبيدند و اين نخستين بارى بود كه اين شعار سر داده مىشد، ولى با آن همه تلاش تنها هزار نفر ديگر به سليمان ملحق شدند.
سليمان و يارانش، نخست به سوى كربلا حركت كردند، وقتى كه به قبر امام حسين عليه السلام رسيدند، فرياد ضجّه و زارى از دل برآوردند و بى اختيار اشكها ريختند كه به تعبير ابناثير در كامل [١]
«فَما رُئِىَ أَكْثَرُ باكِياً مِنْ ذلِكَ الْيَوْمِ
؛ هرگز همانند چنان روزى گريه كننده ديده نشد».
آنان از گناه خويش و تنها گذاشتن امام عليه السلام و عدم يارى او توبه كردند و به مدّت يك شبانه روز در كنار قبرش ماندند و پيوسته گريه و زارى مىكردند.
پس از پايان اين صحنههاى شورانگيز، آنجا را ترك كردند و به سمت شام حركت نمودند و در مسير خويش از «قرقيسيا» گذشتند و به سرزمين «عين الورده» رسيدند.
سپاه شام كه پيش از آن خود را به «عين الورده» رسانده بود، با لشكر توّابين درگير شد.
[١]. كامل ابن اثير، ج ٤، ص ١٧٨.