عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٥ - ١٣٠- آمدن ذوالجناح به خيام
«ابن اعثم كوفى» مىنويسد: پس از شهادت امام، اسب آن حضرت شيههزنان و نالهكنان در حالى كه پيشانى خود را به خون امام عليه السلام آغشته كرده بود، به جانب خيمهها شتافت. [١]
از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه اسب آن حضرت در شيههاش مىگفت:
«الظَّليمَةَ الظَّليمَةَ مِنْ أُمَّةٍ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّها
؛ امان از ظلم و ستمِ امتى كه فرزند دختر پيامبرشان را كشتند». [٢]
زنان و خواهران و دختران امام عليه السلام با ديدن مركب بىسوار نالهها سر دادند و زار زار گريستند.
«فَوَضَعَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ يَدَها عَلى امِّ رَأْسِها وَنادَتْ: وامُحَمَّداه! وَاجَدَّاه! وانَبِيَّاه! وا أَبَاالْقاسِماه! واعَلِيَّاه! واجَعْفَراه! واحَمْزَتاه! واحَسَناه! هذا حُسَيْنٌ بِالْعَراءِ، صَريعٌ بِكَرْبَلاءَ، مَجْزُورُ الْرِأْسِ مِنَ الْقَفاءِ، مَسْلُوبُ الْعِمامَةِ وَالرِّداءِ، ثُمَّ غُشِيَ عَلَيْها
؛ ام كلثوم، دستها را روى سر نهاد و فرياد زد: وامحمداه! واجدّاه، وانبياه، وا ابالقاسماه، واعليّاه، واجعفراه، واحمزتاه، واحسناه، اين حسين است كه در خاك كربلا روى زمين افتاده، سرش را از پشت سر جدا كردند، عبا و عمامهاش را به غارت بردند، اين بگفت و بيهوش بر زمين افتاد». [٣]
١٣١- غارت سلاح و لباسهاى امام عليه السلام
سپاه غارتگر ابن سعد، پس از شهادت امام عليه السلام براى غارت لباسها و سلاح امام عليه السلام هجوم آوردند. حتى برخى آنقدر رذالت و پستى به خرج دادند كه پيش از شهادت امام عليه السلام به اين كار اقدام نمودند. دراين بخش از تاريخ كربلا شگفتىهايى در كتب مقاتل نقل شده است كه هر يك از ديگرى عبرتانگيزتر است و ما بخشى از آن را در اينجا مىآوريم از جمله: «مالك بن بشير كندى» كلاه آن حضرت را كه باارزش بود به
[١]. فتوح ابن اعثم، ج ٥، ص ٢٢٠.
[٢]. مقتل الحسين مقرّم، ص ٢٨٣.
[٣]. رجوع شود به: نفس المهموم، ص ٢٠٢؛ بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٦٠ و مقتل الحسين خوارزمى، ج ٢، ص ٣٧.