عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥ - ٢٢- خدايا! من نيكىها را دوست دارم
مىخواهد چنين بگويد كه اگر تسليم خواستههاى يزيد شوم من حسين فرزند پيامبر نخواهم بود). [١]
امام حسين عليه السلام شبانگاه كنار قبر جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت و عرض كرد:
«السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ! أَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ فاطِمَةَ، أَنَا فَرْخُكَ وَابْنُ فَرْخَتِكَ، وَ سِبْطُكَ في الْخَلَفِ الَّذي خَلَّفْتَ عَلى أُمَّتِكَ، فَاشْهَدْ عَلَيْهِمْ يا نَبِىَّ اللَّهِ. أَنَّهُمْ قَدْ خَذَلُوني وَ ضَيَّعُوني وَ أَنَّهُمْ لَمْ يَحْفِظُوني، وَ هذا شَكْواىَ إِلَيْكَ حَتّى أَلْقاكَ
؛ سلام بر تو اى رسول خدا! من حسين پسر فاطمهام؛ منم فرزند دلبند تو و فرزند دختر تو و من سبط تو هستم كه مرا ميان امّت به يادگار گذاشتى.
اى پيامبر خدا! گواه باش كه آنان دست از يارى من برداشتند و مقام مرا پاس نداشتند؛ اين شِكوه من است نزد تو، تا آنگاه كه تو را ملاقات كنم».
سپس امام برخاست و به نماز ايستاد و پيوسته در ركوع و سجود بود. [٢]
امام عليه السلام تصميم نهايى خود را در برابر خواستههاى يزيد گرفت و به خاطر نجات اسلام و مسلمين در راه پرخطرى كه در پيش داشت آگاهانه گام نهاد، و پيمانى را كه با خدا بسته بود- كه هرگز با ظالمان و ستمگران همكارى نكند بلكه مبارزه با آنان را وظيفه اصلى خود بداند- فراروى خود قرار داد، و آماده حركت از مدينه شد.
٢٢- خدايا! من نيكىها را دوست دارم
چون شب دوم شد امام عليه السلام بار ديگر كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و دو ركعت نماز گزارد و پس از آن عرضه داشت:
«اللَّهُمَّ! إِنَّ هذا قَبْرُ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَ أَنَا ابْنُ بِنْتِ مُحَمَّدٍ وَ قَدْ حَضَرَنِي مِنَ الْأَمْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ، اللَّهُمَّ! وَ إِنِّي احِبُّ الْمَعْروُفَ وَ أَكْرَهُ الْمُنْكَرَ، وَ انَا أَسْأَلُكَ يا ذَالْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ بِحَقِ
[١]. مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ١٨٦؛ تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٢٥٣.
[٢]. مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ١٨٦؛ فتوح ابن اعثم، ج ٥، ص ٢٦.