عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٠ - ١٢٧- لحظات شهادت
و آنگاه افزود:
«صَبْراً عَلى قَضائِكَ يا رَبِّ لا إِلهَ سِواكَ، يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ، مالِىَ رَبٌّ سِواكَ، وَ لا مَعْبُودٌ غَيْرُكَ، صَبْراً عَلى حُكْمِكَ يا غِياثَ مَنْ لا غِياثَ لَهُ، يا دائِماً لا نَفادَ لَهُ، يا مُحْيِىَ الْمَوْتى، يا قائِماً عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ، احْكُمْ بَيْني وَ بَيْنَهُمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْحاكِمينَ؛
پروردگارا! بر قضا و قدرت شكيبايى مىورزم، معبودى جز تو نيست، اى فريادرس دادخواهان! پروردگارى جز تو و معبودى غير از تو براى من نيست. بر حكم تو صبر مىكنم اى فريادرس كسى كه فرياد رسى ندارد! اى هميشهاى كه پايانناپذير است! اى زنده كننده مردگان! اى برپا دارنده هر كس با آنچه كه به دست آورده! ميان ما و اينان داورى كن كه تو بهترين داورانى!». [١]
راستى كه چه زيبا و پر محتوا، و چقدر آموزنده است اين مناجات كه در واپسين ساعات عمر امام عليه السلام با بدنى خونين و مجروح و در ميان اندوه عميق از دست دادن ياران و عزيزان، و آينده نگران كننده همسر و دختران و بازماندگان، بر زبان مبارك آن حضرت جارى شد!
معارف الهيه و بالاترين درجه رضا و تسليم در كلمات آن موج مىزند؛ نه شكوهاى، نه بىتابى، نه اظهار عجز وناتوانى، و نه ابراز يأس و ناخشنودى ابداً در آن ديده نمىشود.
همه جا سخن از صبر و شكيبايى و رضا و تسليم در برابر قادر متعال و خداوند لايزال است. آفرين و هزاران آفرين از سوى خدا بر تو باد اى پيشواى آزادگان!
١٢٧- لحظات شهادت
«هلال بن نافع» مىگويد: «كنار قتلگاه ايستاده بودم و جان دادن امام عليه السلام را نظاره مىكردم. بخدا سوگند! هرگز به خون آغشتهاى را نديده بودم كه خون بدنش رفته باشد ولى اين چنين زيبا و درخشنده باشد. آنچنان نور چهرهاش خيره كننده بود كه انديشه شهادت او از يادم رفت.
[١]. مقتل الحسين مقرّم، ص ٢٨٢- ٢٨٣.