عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٧ - ١٣٢- غارت خيمهها
چيزى از مختصات حضرت افتخار مىكردند ولى افتخارى كه سرانجام سبب شرمندگى همه آنها شد.
غارت لباسها و سلاحها نسبت به ساير شهدا نيز اتفاق افتاد. به گونهاى كه سپاه كوفه بدنهاى آن عزيزان خدا را برهنه و عريان روى خاكها رها كردند. [١]
١٣٢- غارت خيمهها
سپاه روسياه كوفه به فرماندهى «شمر» خيمهگاه را محاصره كرد. شمر دستور داد وارد خيمهها شوند، و هر چه به دستشان مىرسد غارت كنند. اراذل و اوباش كوفه با شنيدن اين فرمان بر يكديگر سبقت گرفتند. دختران رسول خدا و يادگاران حضرت زهراى اطهر عليها السلام از سراپرده بيرون آمدند و همگى مىگريستند.
دشمن هر چه را مىيافت، مىگرفت، حتى گوشواره حضرت ام كلثوم دختر اميرالمؤمنين عليه السلام را از گوشش كشيدند و گوشهاى آن بانوى بزرگ را پاره كردند. [٢] مردى پست از سپاه ابن سعد چشمش به خلخال پاى فاطمه بنت الحسين عليه السلام افتاد، و در حالى كه مىگريست خلخال را از پايش كشيد. دختر امام حسين عليه السلام با تعجب پرسيد: چرا گريه مىكنى؟! گفت: چرا گريه نكنم در حالى كه اموال دختر رسول خدا را غارت مىكنم. فاطمه بنت الحسين عليه السلام گفت: خوب، اگر كار بدى است چرا چنين مىكنى؟! گفت: مىترسم اگر من نكنم ديگرى آن را انجام دهد! [٣]
در روايتى مىخوانيم: هنگامى كه سپاه ابن سعد به خيمهها يورش بردند، زينب عليها السلام فرياد زد: عمر سعد! اگر مقصودتان اسباب و زيورآلات است، خودمان
[١]. رجوع شود به: بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١٧٩.
[٢]. بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٦٠ و مقتل الحسين مقرم، ص ٣٠٠.
[٣]. امالى صدوق، مجلس ٣١، حديث ٢ و بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٨٢.