عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٧ - ١٢٥- عبداللَّه بن حسن، يادگار برادر
«أَعَلى قَتْلي تَجْتَمِعُونَ، أَما وَاللَّهِ لا تَقْتُلُونَ بَعْدي عَبْداً مِنْ عِبادِاللَّهِ، اللَّهُ أَسْخَطُ عَلَيْكُمْ لِقَتْلِهِ مِنِّي؛ وَ ايْمُ اللَّهِ إِنّي لَأَرْجُوا أَنْ يُكْرِمَنِى اللَّهَ بِهَوانِكُمْ، ثُمَّ يَنْتَقِمُ لي مِنْكُمْ مِنْ حَيْثُ لا تَشْعُرُونَ. أَما وَاللَّهِ لَوْ قَتَلْتُمُوني لَأَلْقَى اللَّهَ بَاْسَكُمْ بَيْنَكُمْ وَ سَفَكَ دِمائَكُمْ ثُمَّ لا يَرْضى حَتّى يُضاعِفَ لَكُمُ الْعَذابَ الْأَليمَ
؛ آيا بر كشتن من با هم متّحد شدهايد؟ هان! به خدا سوگند! پس از من بندهاى از بندگان خدا را نمىكشيد كه خداوند را بيش از كشتن من به خشم آورد.
به خدا سوگند! من اميدوارم خداوند مرا با خوارى شما گرامى بدارد و انتقام مرا از آنجا كه گمان نمىبريد از شما بگيرد. هان! به خدا سوگند! اگر مرا به قتل برسانيد، خداوند شما را گرفتار نزاعى در ميان خودتان مىسازد و خونتان را مىريزد و (هرگز) از شما راضى نگردد تا عذاب سنگين و دردناكى به شما بچشاند». [١]
آرى صحنه آنچنان غمانگيز و دردناك بود كه دشمن هم گريه كرد، دشمنى كه بر اثر هواى نفس اختيارى از خود نداشت و آگاهانه تن به ذلّت و خوارى داده بود، دشمنى كه به عظمت مقام امام عليه السلام آگاه بود و از عمق مظلوميّت او با خبر بود!
در كدام تاريخ سراغ داريم كه دشمن به حال كشته خود گريه كرده باشد، و در ميدان نبرد، اين چنين از مظلوميّت او و ستمگرى خويش خبر دهد.
آرى، عرصه كربلا شگفتىهايى دارد و اين هم يكى ديگر از شگفتىهاى آن است!
١٢٥- عبداللَّه بن حسن، يادگار برادر
وى كوچكترين فرزند امام حسن مجتبى عليه السلام است كه حدود يازده سال داشت و در خيمهگاه با زنان به سر مىبرد. هنگامى كه مشاهده كرد عموى بزرگوارش در گودال قتلگاه در محاصره دشمن قرار گرفته، شتابان رو به جانب امام كرد، امام حسين عليه السلام كه لحظهاى از خيمهگاه و اتفاقات آن غافل نبود، چون چنين ديد به خواهرش فرمود:
[١]. كامل ابن اثير، ج ٧، ص ٧٨ و اعيان الشيعة، ج ١، ص ٦٠٩.