عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - ٢- روان شدن سيل اموال به سوى بنىاميّه
در ماجراى شكايت و تظلّم مردم از فرمانداران عثمان و مراجعه آنان به مدينه و وعدههاى عثمان به رسيدگى به دادخواهى آنان، و سپس پيمانشكنى خليفه، نقش مروان بسيار آشكار است كه در منابع معتبر تاريخى به آن پرداخته شده است.
او چنان نفوذى در دستگاه خلافت عثمان داشت كه اجازه نمىداد مردم به حدّاقل خواستههاى مشروع خويش دست يابند و پيوسته عثمان را به مجازات دادخواهان تشويق مىكرد. تا آنجا كه همسر عثمان (نائله) از شوهرش مىخواهد به سخنان مروان توجّهى نكند؛ چرا كه نائله معتقد بود مروان و ديگر افراد بنىاميّه عاقبت عثمان را به كشتن خواهند داد! [١]
آرى؛ عثمان بسيار قبيله و خويشاوندان خود را دوست مىداشت و از اين رو، آنان را بر جان و مال مردم مسلّط ساخت و رياست و امارت بسيارى از شهرهاى اسلامى را به آنان سپرد. دلبستگى عثمان به بنىاميّه به قدرى است كه گفته است:
«لَوْ أَنَّ بِيَدِي مَفاتِيحَ الْجَنَّةِ لَأَعْطَيْتُها بَنِي أُمَيَّةَ حَتَّى يَدْخُلُوها مِنْ عِنْدِ آخِرِهِمْ
؛ اگر كليدهاى بهشت در اختيارم باشد تمام آن را به بنىاميّه مىبخشم تا همگى وارد بهشت شوند». [٢]
٢- روان شدن سيل اموال به سوى بنىاميّه
كار ديگرى كه در زمان عثمان سبب تقويت جبهه نفاق، به ويژه بنىاميّه شد، بخششهاى عجيب و بى حساب عثمان نسبت به اين گروه بود كه سبب تقويت مالى آنان گرديد كه ذيلًا به بخشى از آن اشاره مىشود:
[١]. رجوع كنيد به: تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٣٩٦ و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ١٤٧.
[٢]. كنز العمّال، ج ١٣، ص ٥٢٧؛ مسند احمد، ج ١، ص ٦٢؛ اسد الغابة، ج ٣، ص ٣٨٠ و الغدير، ج ٨، ص ٢٩١. در امالى مفيد از قول عثمان آمده است كه گفت: «وَ لَوْ كُنْتُ جالِساً بِبَابِ الْجَنَّةِ ثُمَّ اسْتَطَعْتُ أَنْ أُدْخِلَ بَنِيأُمَيَّةَ جَمِيعاً الْجَنَّةَ لَفَعَلْتُ؛ اگر بتوانم كنار در بهشت بنشينم و توان آن را داشته باشم كه همه بنىاميّه را وارد بهشت سازم، حتماً چنين كارى خواهم كرد». (امالى مفيد، ص ٧١، و بحارالانوار، ج ٣١، ص ٤٨١).