عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩١ - ٦٢- خطبه تاريخى امام عليه السلام در شب عاشورا
آرى در كربلا دو لشكر در برابر هم قرار گرفتند كه يكى از پاكترين و خالصترين سلاله آدم بود و ديگرى از خبيثترين و كثيفترين اعوان شيطان. يك لشكر شبى را مهلت مىخواست تا در واپسين ساعات زندگى با خداى خود خلوت كند، و با راز و نياز او خود را آماده لقاء اللَّه در بهترين حالات سازد، و ديگرى مىرفت تا آخرين نمونههاى انحطاط و پستى و رذالت را در برابر كسى كه يادگار بزرگترين پيغمبر خداست به نمايش بگذارد.
صحنه كربلا از اين نظر استثنايى بود.
شب عجيبى بود! صداى زمزمه مناجات ياران امام كه به پيروى پيشوايشان سر داده بودند، فضاى كربلا را پر كرده بود. گويى آواى فرشتگان در عرش الهى بود يا صداى تسبيح خازنان بهشت؛ در آن محيط روحانى بى نظير، دلها به عشق شهادت مىطپيد و در انتظار سپيده دم، لحظه شمارى مىكردند.
٦٢- خطبه تاريخى امام عليه السلام در شب عاشورا
پس از بازگشت سپاه ابن سعد، امام ياران خود را نزديك غروب به نزد خود فراخواند.
على بن الحسين عليه السلام مىگويد: من نيز در حالى كه بيمار بودم، نزديك امام رفتم تا سخنان او را بشنوم. شنيدم پدرم به اصحاب خود مىفرمود:
«اثْنِي عَلَى اللَّهِ أَحْسَنَ الثَّناءِ، وَ أَحْمَدُهُ عَلَى السَّرَّاءِ وَ الضَّراءِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَحْمَدُكَ عَلى أَنْ أَكْرَمْتَنا بِالنَّبُوَّةِ، وَ عَلَّمْتَنَا الْقُرْآنِ، وَ فَقَّهْتَنا فِى الدِّينِ، وَ جَعَلْتَ لَنا أَسْماعاً وَ أَبْصاراً وَ أَفْئِدَةً، وَ لَمْ تَجْعَلْنا مِنَ الْمُشْرِكينَ.
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّي لا أَعْلَمُ أَصْحاباً أَوْلى وَ لا خَيْراً مِنْ أَصْحابِي، وَ لا أَهْلَ بَيْتٍ أَبَرَّ وَ لا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، فَجَزاكُمُ اللَّهُ عَنِّي جَميعاً خَيْراً، أَلا وَ إِنِّي لَأَظُنُّ يَوْمُنا مِنْ هؤُلاءِ الْأَعْداءِ غَدَاً، أَلا وَ إِنِّي قَدْ أَذِنْتُ لَكُمْ، فَانْطَلِقُوا جَميعاً في حِلٍّ، لَيْسَ عَلَيْكُمْ مِنِّي ذِمامٌ، هذَا