عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢١ - ٢٤- زيارت عاشقانه جابربن عبداللَّه انصارى
(براى فرافكنى) گفت: خدا لعنت كند پسر مرجانه را! اگر من با حسين عليه السلام بودم، هر چه مىخواست به او مىدادم و از كشته شدن او به هر قيمتى- هر چند در اين راه بعضى از فرزندانم كشته مىشدند- جلوگيرى مىكردم، ولى قضاى الهى آنگونه كه خودت ديدهاى اتفاق افتاد، به هر حال، وقتى به وطن رسيدى هر چه نياز داشتى براى من بنويس تا برآورده سازم.
كاروان خاندان حسينى از شام حركت كرد، در ميان راه هر گاه كاروان پياده مىشد، راهنماى كاروان و نگهبانان از آنها فاصله مىگرفتند، تا آنها به آسودگى به كارهاى خود برسند و نيازهايشان را برطرف سازند. همچنين از همراهى و مهربانى و رسيدگى به خواستههاى كاروان اهلبيت عليهم السلام كوتاهى نمىكردند. [١]
بىشك اين واكنشها به سبب ندامت و پشيمانى يزيد از كردار خود نبود؛ زيرا تاريخ نشان مىدهد كه بعد از واقعه كربلا نيز از هيچ تضييقى بر اهلبيت عليهم السلام و شيعيان آنها فروگذار نمىكرد، بلكه جوّ اجتماعى شام بر اثر بيدارى و آگاهى مردم به سبب خطبههاى كوبنده امام سجاد عليه السلام و زينب كبرى عليها السلام چنان ملتهب شده بود كه اگر يزيد غير از اين انجام مىداد ممكن بود به يك شورش عمومى بر ضدّ او منتهى شود.
٢٤- زيارت عاشقانه جابربن عبداللَّه انصارى
[١]. بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١٤٦.
مطابق نقل شيخ مفيد رياست كاروان به عهده نعمان بن بشير بود (ارشاد مفيد، ص ٤٨٠) ولى از كلام علّامه مجلسى و طبرى (تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٣٥٣) استفاده مىشود كه يزيد از نعمان بن بشير خواست اين كاروان را آماده حركت كند و مردى مورد اعتماد را همراه با مراقبان و محافظان با آنها روانه نمايد. از اين رو در قمقام زخّار (ص ٥٧٩) آمده است كه مطابق قولى سرپرستى آنان به عهده بشير بن حذلم بود. به هر حال، ممكن است سرپرستى اين گروه را نعمان بن بشير عهده داشته و بشير بن حذلم از نگهبانان همراه بوده كه بعداً به هنگام ورود به مدينه، امام سجاد عليه السلام از او خواست تا خبر ورودشان را به اطلاع مردم برساند؛ و يا نعمان بن بشير از همان شام اين كاروان را آماده رفتن نمود و سرپرستى و راهنمايى كاروان را به عهده بشير بن حذلم نهاد، اما خودش همراه آنان نبود.