عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣ - امام حسين عليه السلام در زمان خلفاى سه گانه
خود را به پشت سر او و دست ديگر را به زير چانه او نهاد و لبهاى مباركش را بر لبهاى حسين قرار داد، بوسه زد و فرمود:
«حُسَينٌ مِنّي وَ أَنَا مِنْ حُسَينٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيناً
؛ حسين از من است و من از حسينم. هر كس حسين را دوست دارد، خداوند وى را دوست مىدارد». [١]
٣. رسول خدا صلى الله عليه و آله حسن و حسين عليهما السلام را بر روى شانه خود سوار مىكرد و با خواندن اشعارى به آنان محبّت مىنمود. [٢]
و گاه رسول خدا بر منبر خطبه مىخواند و با ديدن حسن و حسين عليهما السلام از منبر فرود مىآمد و در برابر چشم همگان آنها را در آغوش مىگرفت و به آنان محبّت مىكرد (تا جايگاه آن دو را به همگان بفهماند)؛ [٣] و گاه در پاسخ اين سؤال كه كدام يك از افراد خانواده، نزد شما محبوبتر است؟ مىفرمود: «حسن و حسين» و همواره آن دو را مىبوييد و به (سينه) خويش مىچسبانيد. [٤]
امام حسين عليه السلام در زمان خلفاى سه گانه
امام حسين عليه السلام به سبب شخصيّت ممتاز و نسب برجستهاش، در زمان خلفاى سه گانه مورد احترام دستگاه خلافت بود، تا آنجا كه انتقادات سخت آن حضرت را با بردبارى تحمّل مىكردند و سعى در حفظ حرمت وى داشتند.
در برخى از كتب اهل سنّت آمده است كه: روزى خليفه دوم بر منبر، خطابه مىخواند كه حسين عليه السلام خطاب به وى فرمود: «از منبر پدرم فرود آى و بر منبر پدر
[١]. مسند احمد، ج ٤، ص ١٧٢؛ سنن ابن ماجه، ج ١، ص ٥١ و مناقب ابن شهر آشوب، ج ٣، ص ٢٢٦.
[٢]. كنز العمّال، ج ١٣، ص ٦٦٤، ٦٦٦ و ٦٦٧ و بحارالانوار، ج ٤٣، ص ٢٨٥- ٢٨٦.
[٣]. بحارالانوار، ج ٤٣، ص ٢٨٤.
[٤]. سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ أَىُّ أَهْلِ بَيْتِكَ أَحَبُّ إِلَيْكَ؟ قالَ: الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ. وَ كانَ يَشُمُّهُما وَ يَضُمُّهُما إِلَيْهِ. (سير اعلام النبلاء، ج ٤، ص ٣٨٢).