عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٧ - ٦٦- جالبترين صحنههاى ايثار
پس سربرداريد و جايگاهتان را در بهشت بنگريد».
با اين سخنِ امام عليه السلام پرده از جلو ديدگان آنان كنار رفت و منزلها و جايگاه خود را در بهشت ديدند و همگى برخاستند و شمشيرها را كشيده، عرض كردند: يا اباعبداللَّه به ما اجازه بده كه بر اين گروه يورش بريم و با آنان بستيزيم تا آنچه را كه خدا در حقّ ما و آنان بخواهد به انجام رساند.
امام عليه السلام فرمود:
«اجْلِسُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ وَ جَزاكُمُ اللَّهُ خَيْراً الا وَ مَنْ كانَ فِي رَحْلِهِ امْرَأَةٌ فَلْيَنْصَرِفْ بِها إِلى بَني أَسَدٍ
؛ بنشينيد!- رحمت خدا بر شما باد و خدا به شما جزاى خير دهد- هر كس زنى به همراه دارد، وى را به قبيله بنى اسد بسپارد».
على بن مظاهر (يكى از ياران امام عليه السلام) برخاست و عرض كرد: سرورم براى چه؟
امام عليه السلام فرمود:
«إِنَّ نِسائي تُسْبى بَعْدَ قَتْلي وَ أَخافُ عَلى نِسائِكُمْ مِنَ السَّبي
؛ بعد از شهادت من، زنانم اسير مىشوند و من از اسيرى زنانتان بيمناكم!».
على بن مظاهر به خيمهاش برگشت. همسرش به احترام برخاست و تبسّم كنان به استقبالش شتافت، على بن مظاهر گفت: مرا واگذار! الان چه وقت تبسّم است؟ گفت:
اى فرزند مظاهر، من خطبه فرزند فاطمه عليها السلام را شنيدم ولى در پايان آن صداى همهمه نگذاشت كه بفهمم امام عليه السلام چه مىفرمايد. على بن مظاهر گفت: همسرم امام عليه السلام به ما دستور داد: «هر كس همسرش همراه اوست وى را نزد عموزادگانش (قبيله بنى اسد) برگرداند چون من فردا شهيد مىشوم و زنانم اسير مىگردند».
زن گفت: مىخواهى چه كنى؟
پاسخ داد: برخيز تا تو را به نزد عموزادگانت ببرم.
زن برخاست و سرش را به عمود خيمه كوبيد و گفت: به خدا سوگند! تو با من منصفانه رفتار نكردى، آيا تو مىپسندى كه دختران رسول خدا صلى الله عليه و آله اسير شوند و من