عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨ - ٦٦- جالبترين صحنههاى ايثار
در امان باشم، چادر از سر زينب عليها السلام بردارند و من پوشيده بمانم! آيا تو مىپسندى گوشوارههاى دختران زهرا عليها السلام را بربايند و گوشوارههاى من زينت گوشم باشند؟
آيا مىپسندى كه تو نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رو سفيد باشى و من نزد فاطمه زهرا عليها السلام رو سياه؟!
به خدا سوگند شما مردان را يارى مىكنيد و ما زنان را.
پس على بن مظاهر گريان به نزد امام عليه السلام برگشت، امام به وى فرمود: «چرا گريه مىكنى؟».
عرض كرد: سرورم! همسرم جز يارى شما را قبول نمىكند.
امام عليه السلام گريست و فرمود:
«جُزِيْتُمْ مِنَّا خَيْراً
؛ خداوند به شما از جانب ما جزاى خير دهد». [١]
آيا تاريخ جهان همانند اين ايثار و فداكارى به خاطر دارد؟
آيا اين گونه اخلاص و از خودگذشتگى و شهامتِ آميخته با معنويّت و ايمان، در هيچ گروهى نسبت به پيشوايش ديده شده است؟!
نه تنها بستگان و خويشان كه ياران و دوستان و همرزمان، همه پرورش يافته يك مكتبند و شاگردان يك آموزگار.
نه تنها مردان، كه زنان هم همان روحيّه فداكارى را دارند، گويى همه از يك پستان شير نوشيدهاند؟
وه! چه زيبا و باشكوه است سخن همسر على بن مظاهر كه به شوهرش مىگويد:
«آيا مىپسندى تو در قيامت در برابر رسول خدا رو سفيد باشى و من در پيش زهرا عليها السلام رو سياه».
آرى اين است جالبترين صحنههاى ايثار!
[١]. معالى السبطين، ج ١، ص ٣٤٠- ٣٤٢.