عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨ - ٧٧- بشتابيد اى دليرمردان!
پيامبران در آن با يكديگر ديدار كردهاند و به آن «عمورا» گفته مىشود. تو در آنجا به شهادت خواهى رسيد و با تو گروهى از يارانت كه (از شوق لقاى پروردگار) درد ضربات شمشير و نيزه را احساس نمىكنند، به شهادت خواهند رسيد».
آنگاه اين آيه را تلاوت كرد: « «قُلْنَا يَا نَارُ كُونِى بَرْداً وَسَلَاماً عَلَى إِبْرَاهِيمَ»؛ گفتيم، اى آتش بر ابراهيم سرد و سلام باش) [١]، آن جنگ نيز بر تو و يارانت سرد و سلام خواهد بود». [٢]
مقام والاى ياران و اصحاب سيّد الشهدا عليه السلام در اين چند جمله به خوبى نمايان است، آنها چنان فانى در عشق خداوند بودند، كه حتّى درد ضربات شمشير و نيزه را بر بدنهاى خود احساس نمىكردند.
جاى تعجّب نيست، هنگامى كه در يك عشق مجازى زودگذر زنان مصر دستهاى خود را بى خبر ببرند و آگاه نشوند، اين پاكبازان كوى عشق الهى و شهادت، نبايد زخم تير و خنجر را بر پيكر خود احساس كنند.
آرى! آنها ابراهيموار در آتش نمروديان زمان وارد شدند و اين آتش بر آنها برد و سلام شد و لذّت ديدار محبوب همه چيز را از ياد آنها برد!
٧٧- بشتابيد اى دليرمردان!
روز عاشورا عمر بن سعد تير را بر كمان نهاد و به سوى ياران امام هدف گرفت و رها ساخت و گفت: همگى نزد امير (عبيداللَّه بن زياد) گواهى دهيد اوّل كسى كه به سوى آنان تير انداخت من بودم! به دنبال او لشكرش سپاه امام را تيرباران كردند.
امام عليه السلام به يارانش فرمود:
«قُومُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ إِلَى الْمَوْتِ الَّذي لابُدَّ مِنْهُ، فَانَّ هذِهِ السِّهامَ رُسُلُ الْقَوْمِ إِلَيْكُمْ
؛ خدا
[١]. انبياء، آيه ٦٩.
[٢]. بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٨٠.