عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٢ - ٣- آتش زدن كعبه
٣- آتش زدن كعبه
لشكر يزيد پس از غارت مدينه براى نبرد با عبداللّه بن زبير به سوى مكّه حركت كرد. مسرف بن عقبه در بين راه به هلاكت رسيد. [١]
وى به هنگام مرگ، به سفارش يزيد، «حصين بن نمير» را به فرماندهى لشكر انتخاب كرد. لشكريان شام مكّه را محاصره كردند و ابن زبير را كه به مسجد الحرام پناهنده شده بود، مورد حمله قرار دادند. آنان با منجنيق، حرم الهى را آتش باران كردند كه در نتيجه پردهها و سقف كعبه آتش گرفت و سوخت.
مورّخان نوشتهاند كه اين آتش سوزى در سوم ربيع الاوّل سال ٦٤ هجرى واقع شده است.
محاصره و درگيرى شاميان با عبداللّه بن زبير و طرفدارانش ادامه داشت، تا آنكه خبر مرگ يزيد به شاميان رسيد و پس از آن، آنها متفرّق شدند و به شام بازگشتند. [٢]
آرى؛ يزيد در مدّت كوتاه خلافتش، هر سالى را با جنايتى بزرگ سپرى كرد و به جان و مال و ناموس مسلمين دست تعرّض دراز كرد و از همه عظيمتر، جنايت بزرگ عاشوراى سال ٦١ هجرى را پديد آورد.
اين بحث را با جملهاى از «ذهبى»- دانشمند معروف اهل سنّت- به پايان مىبريم؛ وى در معرّفى يزيد مىنويسد:
«كَانَ نَاصِبِيًّا، فَظّاً، غَلِيظاً، جِلْفاً، يَتَنَاوَلُ الْمُسْكِرَ، وَ يَفْعَلُ الْمُنْكَرَ، إِفْتَتَحَ دَوْلَتَهُ بِمَقْتَلِ الشَّهِيدِ الْحُسَيْنِ، وَ اخْتَتَمَهَا بِوَاقِعَةِ الْحَرَّةِ
؛ يزيد ناصبى (دشمن على و
[١]. پس از دفن مسرف در آن مكان و حركت لشكر شام، زنى قبر وى را شكافت و جنازهاش را به دار آويخت، مردم پس از اطّلاع از اين ماجرا، به آن مكان آمدند و جنازهاش را سنگباران كردند. (الامامة والسياسة، ج ١، ص ٢٤٢).
[٢]. رجوع كنيد به: تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٣٨١- ٣٨٤؛ كامل ابن اثير، ج ٤، ص ١٢٣- ١٢٤؛ الامامة والسياسة، ج ١، ص ٢٤١ و ج ٢، ص ١٩ و تاريخ الخلفاء، ص ٢٣٣.