عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٩ - ٥- ملاقات با حسين ممنوع!
همين گونه كه امروز ما را دشمن مىدارى، دوست خواهى داشت!! [١]
آرى؛ بنى اميه مىدانستند كه اهلبيت عليهم السلام عموماً و امام حسين عليه السلام خصوصاً، در درون دلهاى مردم جاى دارند و ارتباط آنها با مردم پايههاى حكومت متزلزل آنها را متزلزلتر مىسازد، لذا با هر وسيلهاى اين رابطه را قطع مىكردند.
آرى؛ آنها از ملاقات مردم با امام حسين عليه السلام وحشت داشتند، و انواع مزاحمتها را براى مسلمانان پاكباز كه عاشقان اهلبيت عليهم السلام بودند، روا مىداشتند؛ ولى امام حسين عليه السلام با شمشير زبان بر آنها مىتاخت و رابطه را برقرار مىساخت.
٦- برخورد شديد امام حسين عليه السلام با معاويه
مرحوم طبرسى در كتاب احتجاج چنين نقل مىكند: «هنگامى كه معاويه «حُجر بن عدى» و يارانش، آن مردان شجاع و پاكباز از شيعيان على عليه السلام را به شهادت رساند، در همان سال براى مراسم حج رهسپار حجاز شد. وقتى كه امام حسين عليه السلام را ملاقات كرد به آن حضرت گفت:
اى اباعبداللَّه! آيا به تو خبر رسيده كه ما با «حُجر» و ياران و پيروانش و شيعيان پدرت چه كرديم؟!
امام فرمود:
«وَ ما صَنَعْتَ بِهِمْ؟
؛ با آنها چگونه رفتار كرديد؟».
گفت: آنان را كشتيم و كفن كرديم و بر آنان نماز گذارديم!!
امام عليه السلام تبسّم تلخى كرد و فرمود:
«خَصْمُكَ الْقَوْمُ يا مُعاوِيَةُ، لكِنَّنا لَوْ قَتَلْنا شيعَتَكَ ما كَفَّنَّاهُمْ وَ لا صَلَّيْنا عَلَيْهِمْ وَ لا قَبَّرْناهُمْ، وَ لَقَدْ بَلَغَنى وَقيعَتُكَ في عَليٍّ وَ قِيامُكَ بِبُغْضِنا، وَ اعْتِراضُكَ بَني هاشِمَ بِالْعُيُوبِ، فَإِذا فَعَلْتَ ذلِكَ فَارْجِعْ إِلى نَفْسِكَ، ثُمَّ سَلْهَا الْحَقَّ عَلَيْها وَ لَها ... فَإِنَّكَ وَاللَّهُ لَقَدْ أَطَعْتَ فِينا
[١]. انساب الاشراف، ج ٣، ص ١٥٦- ١٥٧، ح ١٥.