عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧ - ٧٦- سخنان امام عليه السلام به اصحاب بزرگوارش
سپس امام بعد از گرفتن اين اقرارها و اقرارهاى ديگر فرمود:
«فَبِمَ تَسْتَحِلُّونَ دَمي
؛ پس چرا و به چه دليل ريختن خونم را مباح مىشمريد؟! ...».
آنها كه هيچ پاسخ منطقى نداشتند گفتند: ما تمام اينها را مىدانيم، ولى دست از تو بر نخواهيم كشيد تا با تشنگى جان دهى! ... [١]
امام عليه السلام با شواهد زيادى كه در بحثهاى گذشته آمد به خوبى مىدانست، راهى جز شهادت فى سبيل اللَّه در پيش ندارد.
ولى مهم اين بود كه اين شهادت، قاطبه مسلمين را بيدار كند و تكان سختى به افكار عمومى دهد، و اين امر ميسّر نبود مگر اين كه از تمام جهات اتمام حجّت و تبيين موقعيّت شود؛ مبادا فردا بعضى ادّعا كنند لشكريان يزيد امام عليه السلام را به خوبى نشناخته بودند و به گمان اين كه يك فرد خارجى است خون آن حضرت را ريختند.
امام عليه السلام تمام اين بهانهها را با خطبههاى مختلف و مكرّر خود از آنان گرفت و سند رسوايى آنها را در تاريخ اسلام و بشريّت ثبت كرد!
٧٦- سخنان امام عليه السلام به اصحاب بزرگوارش
طبق روايتى از امام باقر عليه السلام، امام عليه السلام قبل از شهادتش به اصحاب خويش رو كرد و فرمود:
«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ قالَ لي: «إِنَّكَ سَتُساقُ إلَى الْعِراقِ وَ هِيَ أَرْضٌ قَدِ الْتَقى بِهَا النَّبِيُّونَ وَ أَوْصِياءُ النَّبِيِّينَ وَ هِيَ أَرْضٌ تُدْعى «عَمُوراء» وَ إِنَّكَ تُسْتَشْهَدُ بِها وَ يُسْتَشْهَدُ مَعَكَ جَماعَةٌ مِنْ أَصْحابِكَ لَايَجِدُونَ أَلَمَ مَسِّ الْحَدِيدِ وَ تَلى:
«قُلْنَا يَا نَارُ كُونِى بَرْداً وَسَلَاماً عَلَى إِبْرَاهِيمَ»
يَكُونُ الْحَرْبُ بَرداً وَ سَلاماً عَلَيْكَ وَعَلَيْهِمْ
؛ پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله به من فرمود:
«فرزندم! تو به سرزمين عراق كشانده خواهى شد و آن سرزمينى است كه پيامبران و جانشينان
[١]. امالى صدوق، ص ١٣٥ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣١٨ (با مختصر تفاوت).