عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧ - ١- گريه بر امام حسين عليه السلام پيش از تولّد آن حضرت
١- گريه بر امام حسين عليه السلام پيش از تولّد آن حضرت
در روايات مىخوانيم، برخى از انبياى الهى- هزاران سال قبل از تولّد امام كربلا با خبر مىشدند، بر مظلوميّت آن حضرت اشك مىريختند.
در روايتى آمده است: هنگامى كه جبرئيل كلماتى را به حضرت آدم عليه السلام براى توبه تعليم مىداد، و او خدا را به پنج تن مقدّس مىخواند، وقتى كه به نام حسين عليه السلام رسيد قلبش شكست و اشكش جارى شد، به جبرئيل گفت: نمىدانم چرا وقتى كه نام پنجمى (حسين عليه السلام) را مىبرم قلبم مىشكند و اشكم جارى مىشود؟
جبرئيل گفت: «بر او مصيبتى خواهد گذشت كه همه مصايب در برابر آن كوچك خواهد بود. او تشنه كام، غريبانه، تنها و بدون يار و ياور به شهادت خواهد رسيد».
جبرئيل برخى ديگر از مصايب آن حضرت و خاندانش را براى آدم عليه السلام بيان كرد، تا آنجا كه هر دو تن همچون مادرِ فرزند مردهاى بر حسين عليه السلام گريستند،
(فَبَكى آدَمُ وَجَبْرَئِيلُ بُكاءَ الثَّكْلى). [١]
هنگامى كه خداوند براى موسى عليه السلام از مظلوميّت امام حسين عليه السلام سخن گفت و ماجراى شهادت مظلومانه آن حضرت و اسارت بانوان حرمش و گرداندن سرهاى شهدا در شهرها را بازگو نمود، موسى عليه السلام نيز گريست. [٢]
زكريّاى پيامبر عليه السلام نيز، وقتى كه نامهاى پنج تن مقدّس را از جبرئيل آموخت، هنگامى كه نام حسين عليه السلام را بر زبان جارى مىساخت، بغض گلويش را مىگرفت و اشكش جارى مىشد. به خداوند عرضه داشت:
خدايا! چرا وقتى نام آن چهار تن (محمّد، على، فاطمه و حسن عليهم السلام) را مىبرم غم و اندوهم زايل مىشود، ولى هنگامى كه نام حسين عليه السلام را بر زبان مىآورم، اشكم جارى
[١]. بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢٤٥.
[٢]. معالى السبطين، ج ١، ص ١٨٦.