عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٠ - هلاكت يزيد
سليمان با سخنانى ديگر، مردم را براى قيام آماده كرد. پس از او خالد بن سعد بن نُفيل گفت: «به خدا سوگند! اگر من بدانم تنها به كشتن خود، مىتوانم از گناهم نجات يابم و پروردگارم را خشنود سازم، حتماً چنين كارى خواهم كرد و تمام اموالم- به جز اسلحه خود را كه مىخواهم با آن بجنگم- براى نبرد با فاسقان، در اختيار مسلمانان قرار مىدهم».
به دنبال اين گفتگوها و آمادگى شيعيان كوفه، سليمان بن صرد، نامهاى به سعد بن حذيفة بن يمان و برخى ديگر از شيعيان مدائن نوشت و آنها را از عزم خويش آگاه ساخت. آنان نيز به اين دعوت پاسخ مثبت دادند و طىّ نامهاى همكارى خويش را براى قيام اعلام كردند.
همچنين سليمان چنين نامهاى را به مثنّى بن مخرّبه عبدى در بصره نوشت. و او نيز پاسخ نوشت كه ما شيعيان نيز با تو هماهنگيم و آماده همكارى مىباشيم.
شيعيان كوفه در پى جمعآورى اسلحه و ابزار جنگ برآمدند و مردم را پنهانى براى انتقام خون حسين عليه السلام دعوت مىكردند و مردم نيز گروه گروه دعوت آنها را اجابت مىكردند.
هلاكت يزيد
اين ماجرا ادامه داشت تا آن كه يزيد بن معاويه در سال ٦٤ به هلاكت رسيد. اينجا بود كه شيعيان به نزد سليمان آمدند و گفتند: با هلاكت اين مرد طاغى و فاسد، و ضعف دستگاه حكومتى، زمينه براى قيام آماده است؛ پس درگيرى و نهضت خويش را از همين كوفه آغاز كنيم.
سليمان گفت: من در پيشنهاد شما انديشيدم و ديدم قاتلان امام حسين عليه السلام از افراد سرشناس و قدرتمندان كوفه هستند و ما توانايى مقابله با آنها را نداريم؛ بهتر است اكنون افرادى را به اطراف كوفه بفرستيد و از مردم براى قيام دعوت به همكارى كنيد