عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٣ - پاسخ امام عليه السلام و اعزام مسلم به كوفه
بين «اداى وظيفه» و «آگاهى از نتيجه» وفق دهند، بر آن داشت تا به طور كلّى آگاهى امام از فرجام كار را انكار كنند! و تمام ادلّه تاريخى و روايى را كه در اين موضوع وارد شده است، زير سؤال برند!
غافل از آنكه نتيجه كار نمىتواند تعيين كننده وظيفه مردان الهى باشد. در فرهنگ دين، آنچه مهم است تشخيص وظيفه و عمل به آن است و امّا رسيدن به نتيجه دلخواه، در مرحله دوم قرار دارد.
تعاليم قرآن و اسلام و سيره معصومين عليهم السلام گوياى اين واقعيّت است كه جمع بين «وظيفه» و «نتيجه» هر چند اولويّت دارد، ولى «عمل به وظيفه» مقدّم بر «رسيدن به نتيجه» مىباشد.
به عبارت ديگر: بر هر فرد با ايمانى لازم است در مسير انجام وظيفه گام نهد، هر گاه به نتيجه مطلوب برسد چه بهتر؛ و اگر نرسد نفس اين كار كه وارد مسير انجام وظيفه شده، خود مطلوب مهمّى است كه مىتواند افراد بهانهجو را به كار وادارد. زيرا بسيار مىشود كه بهانهجويان به بهانه اين كه حصول نتيجه مشكوك است، از انجام وظيفه و رسيدن به نتيجه باز مىمانند.
اين است كه امام عليه السلام در كنار سخنانى كه با صراحت از شهادت خويش و يارانش ياد مىكند، در عين حال از انگيزههاى الهى حركت خويش نيز به عنوان وظيفه الهى و تكليف دينى، سخن به ميان مىآورد و حتّى مىفرمايد: «بىوفايى ياران و كمى نفرات مرا از تكليفم باز نمىدارد».
آن حضرت در روز عاشورا پيش از آغاز جنگ به همين نكته اشاره كرده، مىفرمايد:
«أَلا قَدْ أَعْذَرْتُ وَ أَنْذَرْتُ، الا إِنِّي زاحِفٌ بِهذِهِ الْأُسْرَةِ عَلى قِلَّةِ الْعِتادِ وَ خَذَلَةِ الْأَصْحابِ
؛ آگاه باشيد! كه من حجّت را تمام كردم و از عاقبت شوم مخالفانِ حق، خبر دادم. آگاه باشيد! كه من با همين خانواده، با وجود نداشتن سپاه و بىوفايى