عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥ - ٤٢- نامه ديگر از امام عليه السلام در پاسخ مردم كوفه
سَبِيلِهِ؛ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِىَ الْعُلْيا
؛ اى فرزدق! اينان گروهى هستند كه پيروى شيطان را پذيرفتند و اطاعت خداى رحمان را رها كردند و در زمين فساد را آشكار ساختند و حدود الهى را از بين بردند و بادهها نوشيدند و دارايىهاى فقيران و بيچارگان را ويژه خود ساختند و من از هر كس به يارى دين خداوند و سربلندى آيينش و جهاد در راهش سزاوارترم، تا آيين خداوند پيروز باشد». [١]
فرزدق با شنيدن اين سخن برگشت و رفت.
اين سخن به خوبى نشان مىدهد كه امام عليه السلام روى حمايت و وفادارى مردم كوفه به هيچ وجه حساب نمىكرد، بلكه رفتن به سوى سرزمينى كه شهادت او در آن، موج عظيمى را در جهان اسلام بيندازد، و پايههاى قدرت ظالمان فرومايه را متزلزل كند وظيفه خود مىدانست، و الّا سزاوار بود با شنيدن سخن فرزدق و با جوابى كه خود به او داد، مسير خويش را تغيير داده به مكّه بازگردد، يا راه ديگرى را در پيش گيرد.
و به تعبير ديگر، امام عليه السلام مبارزه با كسانى كه اطاعت شيطان را بر اطاعت خدا مقدّم شمرده، و حدود الهى را تعطيل، و فسق و فجور را آشكار ساخته، و حقوق مستضعفان را پايمال كرده بودند، وظيفه اصلى خود مىدانست؛ به هر قيمتى كه تمام شود و هر بهايى كه لازم است براى آن بپردازد!
٤٢- نامه ديگر از امام عليه السلام در پاسخ مردم كوفه
چون امام عليه السلام به وادى «حاجز بطن الرمّه» [٢] رسيد، نامهاى توسّط «قيس بن مسهّر صيداوى» براى كوفيان فرستاد كه مضمون آن چنين است:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، مِنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ إِلى اخْوانِهِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُسْلِمينَ،
[١]. تذكرة الخواص، ص ٢١٧- ٢١٨ و اعيان الشيعة، ج ١، ص ٥٩٤.
[٢]. بطن الرمّه، منزلى است در مسير كوفه كه مردم بصره و كوفه در آنجا به يكديگر مىرسند.