عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٢ - ١٦- خروش زينب كبرى عليها السلام
«اگر مصيبتهاى بزرگ روزگار، كارم را به اينجا كشانده كه با تو سخن بگويم، ولى (بدان) من به يقين، ارزش تو را كوچك و ناچيز، و سرزنش تو را بزرگ مىشمارم و فراوان تو را توبيخ مىكنم، ولى چه كنم كه ديدهها گريان و سينهها سوزان است.
جاى شگفتى بسيار است كه گروهى الهى و برگزيده، به دست حزب شيطان و بردگانِ آزاد شده، كشته شوند و خونهاى ما از اين پنجهها (ى ناپاك) بچكد و پارههاى گوشت ما از دهان (ناپاك) شما بيرون بيفتد و شما گرگهاى وحشى پيوسته به سراغ آن بدنهاى پاك و پاكيزه آئيد و بچه كفتارها آنها را به خاك بمالند؟
اگر امروز (پيروزى بر) ما را غنيمتى براى خود مىدانى، به زودى آن را غرامت (و مايه زيان) خود خواهى يافت، در آن روز كه جز محصول كرده خويش را نخواهى يافت. و هرگز پروردگار، به بندگانش ستم نخواهد كرد. من فقط به خدا شكوه مىكنم و تنها بر او اعتماد مىنمايم.
(اى يزيد) هر چه نيرنگ دارى به كار بند و نهايت تلاشت را بكن و هر كوششى كه دارى به كار گير؛ امّا به خدا سوگند (با همه اين تلاشها) ياد ما را (از خاطرهها) محو نخواهى كرد و (چراغ) وحى ما را خاموش نتوانى نمود و به موقعيت و جايگاه ما آسيب نخواهى رساند. هرگز لكّه ننگ اين كار، از تو پاك نخواهد شد. رأى و نظرت سست و زمان دولت تو اندك است و جمعيت تو به پراكندگى خواهد انجاميد در آن روز كه منادى ندا دهد: «لعنت خدا بر ظالمان باد».
حمد و ستايش ويژه خداوندى است كه پروردگار جهانيان است، همانكه آغاز كار ما را به سعادت و مغفرت و پايان كار ما را به شهادت و رحمت رقم زد. از خداوند براى آن شهيدان پاداش كامل و افزودن بر پاداشها، مىطلبم و (از او مىخواهم كه) ما را جانشين نيك آنها قرار دهد؛ او مهربان و دوستدار است و خداوند ما را كافى است و او بهترين حامى ماست». [١]
اين خطبه غرّا، يكى از فصيحترين و كوبندهترين خطبههاى تاريخ اسلام است؛ گويى
[١]. مقتل الحسين مقرّم، ص ٣٥٧- ٣٥٩؛ بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١٣٢- ١٣٥ و احتجاج، ج ٢، ص ١٢٢- ١٣٠ (با مقدارى تفاوت).