عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٠ - ١٦- خروش زينب كبرى عليها السلام
(ولى چه سود از اين سخنان، زيرا) چگونه مىتوان به حمايت و مراقبت آن كس اميد داشت كه (مادرش) جگر پاكان را به دهان گرفته (اشاره به داستان هند جگرخوار مادر بزرگ يزيد است) و گوشتش از خون شهيدان روييده؟! و چگونه در دشمنى ما اهل بيت شتاب نكند آن كس كه به ما با غرور و با نفرت، خشمگينانه و كينه توزانه نگاه مىكند و آنگاه- بى آنكه احساس گناه كند و ظلم و ستم خود را بزرگ بشمارد- (و مغرورانه) مىگويد:
«اى كاش اجداد من بودند و اين صحنهها را مىديدند و از شادى و سرور فرياد مىزدند و مىگفتند: اى يزيد! دست مريزاد».
اين جمله را در حالى مىگويى كه بر لب و دندان ابا عبداللَّه عليه السلام سيد جوانان اهل بهشت مىزنى!
آرى، چرا چنين سخن نگويى، در حالى كه با ريختن خون فرزندان رسول خدا و ستارگان زمين از خاندان عبدالمطلب، زخم دل ما را گشودى و ريشه خاندان ما را مورد تهديد قرار دادى، تو پدرانت را صدا مىزنى و خيال مىكنى آنها صدايت را مىشنوند؟! (عجله نكن!) به زودى به آنها ملحق خواهى شد؛ آن روز آرزو مىكنى كه كاش دستت شل بود و زبانت لال و اين سخنان را نمىگفتى و اين كارها را انجام نمىدادى». سپس افزود:
أَللَّهُمَّ خُذْ بِحَقِّنا، وَانْتَقِمْ مِنْ ظالِمِنا، وَأَحْلِلْ غَضَبَكَ بِمَنْ سَفَكَ دِماءَنا، وَقَتَلَ حُماتَنا، فَوَاللَّهِ ما فَرَيْتَ إِلّا جِلْدَكَ، وَلا حَزَزْتَ إِلّا لَحْمَكَ، وَلَتَرِدَنَّ عَلى رَسُولِ اللَّهِ بِما تَحَمَّلْتَ مِنْ سَفْكِ دِماءِ ذُرِّيَّتِهِ، وَانْتَهَكْتَ مِنْ حُرْمَتِهِ فِي عَتْرَتِهِ وَ لُحْمَتِهِ، حَيْثُ يَجْمَعُ اللَّهُ شَمْلَهُمْ، وَيَلُمُّ شَعْثَهُمْ، وَيَأْخُذُ بِحَقِّهِمْ
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ». [١]
وَحَسْبُكَ بِاللَّهِ حاكِماً، وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ خَصِيماً، وَبِجَبْرَئِيلَ
ظَهِيراً، وَسَيَعْلَمُ مَنْ سَوّى لَكَ وَ مَكَّنَكَ مِنْ رِقابِ المُسْلِمِينَ، بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا، وَأَيُّكُمْ شَرٌّ مَكاناً، وَأَضْعَفُ جُنْداً.
«خدايا! حقّ ما را بستان و از ستمگرانِ بر ما، انتقام بگير و خشمت را بر آن كس كه خون ما را بر زمين ريخت و حاميان ما را كشت فرو فرست.
[١]. آل عمران، آيه ١٦٩.