عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦١ - ٩٢- يزيد بن ثُبَيط
٩٢- يزيد بن ثُبَيط
وى از شيعيان شريف بصره و مورد احترام آنان بود. هنگامى كه هنوز ابن زياد در بصره بود و همه راهها را كنترل مىكرد، يزيد بن ثبيط تصميم گرفت تا به سوى امام حسين عليه السلام كه در مكه حضور داشت رهسپار شود.
او صاحب ده پسر بود. تصميمش را با آنان در ميان نهاد و گفت: كدامتان حاضريد با من به مكه بياييد و جانتان را در راه امام عليه السلام نثار كنيد؟ دو تن از فرزندانش عبداللَّه و عبيداللَّه اعلام آمادگى كردند.
آنگاه ابن ثبيط به خانه «ماريه» دختر «مُنقذِ عبدى» يكى از شيعيان با كمال بصره رفت. آنجا محل اجتماع و انس شيعيان بود، او در جمع شيعيان تصميمش را اعلان نمود و از همه دعوت كرد تا به همراه او عازم مكه شوند. از آن جمع «عامر» و غلامش، «سيف بن مالك» و «ادهم بناميه» با او همراه شدند و جمعاً هفت نفر راهى مكه شدند. [١]
ابن ثُبيط زمانى به مكه رسيد كه امام عليه السلام در ابطح- يكى از محلات مكه- منزل داشت. او پس از مختصرى استراحت، به منزل امام عليه السلام رفت. از آن طرف چون امام عليه السلام خبر ورود ابن ثُبيط را شنيد خود، به سوى خيمه گاه ابن ثبُيط راه افتاد. چون به خيمهاش رسيد عرض كردند: ابن ثُبيط به قصد شما بيرون رفت. امام عليه السلام به انتظار ابن ثبيط همانجا ماند، ابن ثبيط وقتى كه فهميد امام به خيمهگاه او رفت شتابان خود را رساند و چون امام عليه السلام را ديد با صداى بلند اين آيه را خواند: « «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا»؛ بگو به فضل خدا و رحمتش، پس به آن خوشحال باشيد». [٢]
سپس عرض كرد:
ألسّلام عليك يابن رسول اللَّه
. امام عليه السلام جوابش را داد و او نزد امام عليه السلام نشست و هدفش را از آمدن به حضور امام عليه السلام بيان داشت. امام در حقش دعا
[١]. ابصار العين، ص ١١٠ و اعيان الشيعة، ج ١٠، ص ٣٠٥.
[٢]. يونس، آيه ٥٧.