عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٤ - ١٣٨- اسارت اهلبيت عليهم السلام
شده است و مرغان سفيدى اطراف طشت و در مسير نور در پروازند. چون صبح شد خولى با عجله و شتاب سر امام عليه السلام را نزد عبيداللَّه برد. [١]
١٣٧- تقسيم سرهاى شهدا
«ابن سعد» تا حدود ظهر روز يازدهم به دفن اجساد پليد كوفيان مشغول بود. پس از اتمام كار در حالى كه پيكر پاك فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و ياران پاكبازش در زير آفتاب رها شده بود، دستور داد سرهاى ديگر شهداى كربلا را از بدنها جدا كنند و به قصد تقرّب به ابن زياد و گرفتن جايزه با خود به كوفه ببرند.
اين سرهاى پاك كه مجموع آنها با سر امام عليه السلام به ٧٢ سر نورانى مىرسيد اينگونه بين قبائل تقسيم شد:
١. قبيله كنده به سركردگى قيس بن اشعث، سيزده سر!
٢. قبيله هوازن به فرماندهى شمر بن ذى الجوشن، دوازده سر!
٣. قبيله تميم، هفده سر!
٤. قبيله بنى اسد، نه سر!
٥. قبيله مذحج، هفت سر!
٦. ساير قبايل، سيزده سر! [٢]
١٣٨- اسارت اهلبيت عليهم السلام
عمر سعد پس از دفن اجساد پليد سپاهيانش نزديك ظهر روز يازدهم دستور حركت به سوى كوفه را صادر كرد. با اين دستور زنان و دختران و كودكان حرم حسينى را بر شتران بدون جهاز سوار كردند و همانند اسيران بلاد كفر به سوى كوفه
[١]. تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٣٤٨؛ كامل ابن اثير، ج ٤، ص ٨٠؛ انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤١١ و بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١٢٥.
[٢]. بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٦٢؛ رجوع شود به: ملهوف (لهوف)، ص ١٩٠ و انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤١٢. در ملهوف، آمده است كه قبيله بنىاسد، سيزده سر را حمل مىكردهاند.