عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦ - ٢٣- وداع امام حسين عليه السلام با قبر جدّش پيامبر صلى الله عليه و آله
هذَا الْقَبْرِ وَ مَنْ فيهِ مَا [١] اخْتَرْتَ مِنْ أَمْري هذا ما هُوَ لَكَ رِضىً
؛ بار الها! اين قبر پيامبر تو محمّد صلى الله عليه و آله است و من فرزند دخت محمّدم. از آنچه براى من پيش آمده است آگاهى. خدايا! من معروف را دوست دارم و از منكر بيزارم. من از تو اى خداوند صاحب جلال و بزرگوارى مىخواهم به حقّ اين قبر و كسى كه در آن است راهى را كه خشنودى تو در آن است برايم مقرّر دارى». [٢]
امام عليه السلام انگيزه اصلى قيام خود- يعنى امر به نيكىها و مبارزه با زشتىها و پليدىها- را در اين عبارت كوتاه در پيشگاه خداوند و در يكى از مقدّسترين مكانها در كنار قبر جدش پيامبر صلى الله عليه و آله بيان مىدارد و آن را به سينه تاريخ براى قضاوت آيندگان مىسپارد.
٢٣- وداع امام حسين عليه السلام با قبر جدّش پيامبر صلى الله عليه و آله
براى مدّتى كوتاه خواب چشمان امام عليه السلام را فرا گرفت؛ پس از بيدارى برخاست با قبر جدّش وداع كرد و عرضه داشت:
«بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدْ خَرَجْتُ مِنْ جَوارِكَ كُرْهاً، وَ فُرِّقَ بَيْني وَ بَيْنَكَ حَيْثُ أَنِّي لَمْ أُبايِعْ لِيَزيدَ بْنِ مُعاوِيَةَ، شارِبِ الْخُموُرِ، وَ راكِبِ الْفُجُورِ، وَ ها أَنَا خارِجٌ مِنْ جَوارِكَ عَلَى الْكَراهَةِ، فَعَلَيْكَ مِنِّي السَّلامُ
؛ پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا! من به ناچار از جوار قبر تو خارج مىشوم. ميان من و تو جدايى افتاد؛ زيرا من دست بيعت به يزيد بن معاويه، آن مرد شراب خوار و فاجر، ندادم. اكنون با ناراحتى تمام از نزد تو بيرون مىروم. خدا حافظ (اى پيامبر خدا)».
هنگامى كه مردم از قصد امام حسين عليه السلام براى حركت به كوفه با خبر شدند، گروهى از آنان امام عليه السلام را از اين سفر برحذر داشتند. [٣]
[١]. در مقتل الحسين خوارزمى تعبير به «الَّا اخترتَ» شده است.
[٢]. فتوح ابن اعثم، ج ٥، ص ٢٧؛ مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ١٨٦ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٢٨.
[٣]. منتخب طريحى، ص ٤١٠؛ ناسخ التواريخ، ج ٢، ص ١٤ و ينابيع المودّة، ص ٤٠١ (به اختصار).