عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣ - د) ترويج ناسزاگويى به على عليه السلام
د) ترويج ناسزاگويى به على عليه السلام
معاويه به پرده پوشى فضايل على عليه السلام و ترويج فضايل ساختگى ساير خلفا و بعضى از صحابه اكتفا نكرد، بلكه به سبّ و ناسزا گويى آن حضرت روى آورد و آنچه را كه پيش از آن، ميان مردم شام سنّت ساخته بود، به ساير بلاد اسلامى نيز گسترش داد و به سبّ و لعن اميرمؤمنان عليه السلام در محافل و مجالس و برفراز منبرها و در خطبههاى نماز جمعه فرمان داد.
حوم علّامه امينى با استناد به منابع معتبر اهل سنّت مىنويسد:
«معاويه پيوسته اصرار داشت كه رواياتى در نكوهش مقام اميرمؤمنان على عليه السلام جعل كند و اين كار را آن قدر ادامه داد كه كودكان شام با آن خو گرفتند و بزرگ شدند و بزرگسالان به پيرى رسيدند. هنگامى كه پايههاى بغض و عداوت نسبت به اهلبيت عليهم السلام در قلوب ناپاكان محكم شد، سنّت زشت لعن و سبّ مولا على عليه السلام را به دنبال نمازهاى جمعه و جماعت و بر منابر، در همه جا، حتّى در محل نزول وحى يعنى مدينه رواج داد. [١]
«جاحظ» نقل مىكند كه معاويه در پايان خطبه نماز، با كلماتى زشت [٢]، على عليه السلام را مورد سبّ و لعن قرار مىداد و آنگاه همين جملات را طىّ بخش نامهاى به همه بلاد اسلامى فرستاد، تا خطباى جمعه! نيز هماهنگ با او اين گونه آن حضرت را لعن نمايند. [٣]
همچنين نقل شده است كه معاويه در قنوت نماز خويش على، حسن و حسين عليهم السلام را لعن مىكرد. [٤]
[١]. الغدير، ج ٢، ص ١٠١- ١٠٢.
[٢]. اين كلمات را ابن ابى الحديد در شرح خود (ج ٤، ص ٥٦) به نقل از جاحظ آورده است كه به علّتزشتى اين كلمات، از نقل آن خوددارى مىكنيم.
[٣]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٤، ص ٥٦- ٥٧.
[٤]. تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٥٢ و بحارالانوار، ج ٢٣، ص ١٦٩.