عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٤ - د) ترويج ناسزاگويى به على عليه السلام
ابن ابى الحديد معتزلى مىنويسد: «به دستور معاويه خطبا در هر آبادى و بر فراز منبرها، على عليه السلام را لعن مىكردند و به او و خاندان پاكش ناسزا مىگفتند». [١]
طبرى (مورّخ معروف) مىنويسد: «وقتى كه معاويه، مغيرة بن شعبه را والى كوفه ساخت، به وى گفت:
«لا تَتَحَمَّ عَنْ شَتْمِ عَليٍّ وَ ذَمِّهِ؛
از ناسزاگويى و مذمّت نسبت به على پرهيز نكن!». [٢]
اصرار معاويه بر اين كار تا آنجا بود كه وقتى در مراسم حج شركت كرد و وارد مدينه شد، تصميم داشت، بر منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله، على عليه السلام را لعن كند. به او گفتند:
«سعد بن ابى وقّاص» در اينجا حضور دارد و از اين كار ناخشنود خواهد شد؛ بنابراين، خوب است پيش از آن، با وى مشورت كنى.
معاويه قصد خويش را با وى در ميان گذاشت. سعد گفت: اگر چنين كنى، من ديگر به مسجد پيامبر نخواهم آمد. معاويه كه چنين ديد تا زمانى كه سعد زنده بود در آنجا اقدام به لعن نكرد. [٣]
در كتاب «صحيح مسلم» (از كتابهاى معروف و معتبر اهل سنّت) آمده است:
معاويه به سعد بن ابى وقّاص گفت: چرا ابوتراب (على عليه السلام) را ناسزا نمىگويى؟ سعد در پاسخ گفت: به خاطر سه جملهاى كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله در عظمت على عليه السلام شنيدهام كه اگر يكى از آنها در حقّ من بود، از داشتن شتران سرخ مو (كنايه از اموال فراوان است) برايم بهتر بود.
آنگاه سعد بن ابى وقّاص آنها را نقل كرد. [٤]
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١١، ص ٤٤.
[٢]. تاريخ طبرى، ج ٤، ص ١٨٨ (حوادث سال ٥١ هجرى) و كامل ابن اثير، ج ٣، ص ٤٧٢.
[٣]. عقد الفريد، ج ٤، ص ٣٦٦.
[٤]. آن سه فضيلت عبارتند از:
الف) در جريان تبوك كه على عليه السلام را در مدينه به جاى خود گذاشت، خطاب به وى فرمود: «أَما تَرْضى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسى إِلَّا أَنَّهُ لَانُبُوَّةَ بَعْدِي؛ آيا خشنود نيستى كه جايگاه تو در نزد من همانند هارون نسبت به موسى باشد (با اين تفاوت) جز آنكه بعد از من نبوّتى نيست».
ب) در جنگ خيبر بعد از آنكه ديگران نتوانستند قلعه خيبر را بگشايند فرمود: «لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ؛ پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مىدارند». آنگاه پرچم را به دست على عليه السلام داد وفتح و پيروزى حاصل شد.
ج) وقتى كه (در ماجراى مباهله) آيه ٦١ سوره آل عمران «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ ...» نازل شد، رسول خدا صلى الله عليه و آله، على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را فرا خواند و فرمود: «اللَّهُمَّ هؤُلاءِ أَهْلِي؛ خداوندا! اينان خاندان من هستند (كه مشمول اين آياتند)». (صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابة، باب فضايل على بن ابى طالب، حديث سوم، با تلخيص).