عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٢ - ١٢٢- مناجات با خدا و نفرين به دشمن
كه زنده هستم، سپاهيان طغيانگر و نادان خود را از تعرّض به حرم من باز داريد».
شمر گفت: راست مىگويد. آنگاه به لشكريان خويش رو كرد و گفت: «از حرم او دست برداريد و به خودش حمله كنيد كه به جانم سوگند هماوردى است بزرگوار!».
سپاه دشمن از هر طرف به سوى امام عليه السلام حملهور شدند و امام در جستجوى آب به سوى فرات رفت ولى سپاهيان همگى هجوم آوردند و مانع شدند. [١]
امام عليه السلام با اين شعار خود، دشمن را شرمنده كرده، فرمود: «اگر دين نداريد و از خدا و قيامت نمىترسيد لا اقل آزاد مرد باشيد و راه و رسم آزادگى را فراموش نكنيد».
در ميدان نبرد، نظاميان در برابر هم قرار دارند و غير نظاميان مخصوصاً زنان و كودكان طرف نيستند، حمله به آنها نهايت ناجوانمردى و نشانه پستى حمله كننده است.
ولى اين شعار پيامى فراتر از اينها دارد، اين شعار همه جهانيان را مخاطب مىسازد و به آنها مىگويد حتّى اگر تابع دين و مذهبى نيستيد، اصول انسانيّت و شرافت انسانى و اخلاق بشرى را فراموش نكنيد، در واقع اين همان شعار رعايت «حقوق بشر» است كه امروز سخن از آن بسيار مىگويند و كمتر عمل مىكنند.
١٢٢- مناجات با خدا و نفرين به دشمن
در روز عاشورا امام حسين عليه السلام به سوى فرات روانه شد كه شمر گفت: به خدا سوگند! به آن نخواهى رسيد تا در آتش درآيى!
شخص ديگرى گفت: يا حسين! آيا آب فرات را نمىبينى كه مثل شكم ماهى مىدرخشد؟! به خدا سوگند! از آن نخواهى چشيد تا آنكه با لب تشنه از جهان چشم بپوشى!
امام عليه السلام گفت:
«اللَّهُمَّ أَمِتْهُ عَطَشاً
؛ خدايا! او را تشنه بميران!».
[١]. مقتل الحسين خوارزمى، ج ٢، ص ٣٣ و بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٥٠- ٥١.