عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٤ - ١٢٢- مناجات با خدا و نفرين به دشمن
امام عليه السلام فرمود:
«يُلْقي بَأْسُكُمْ بَيْنَكُمْ وَ يَسْفِكُ دِماءَكُمْ، ثُمَّ يَصُبُّ عَلَيْكُمُ الْعَذابَ الْأَليمَ
؛ نزاع و اختلاف در ميانتان مىافكند و خونتان را مىريزد آنگاه شما را به عذاب دردناك گرفتار مىسازد».
امام عليه السلام همچنان مىجنگيد تا آن كه زخمهاى بسيارى بر بدن مباركش وارد شد. [١]
در روايتى آمده است:
هنگامى كه دشمنان، امام را آماج تيرها قرار دادند تير به گلوى امام اصابت كرد و فرمود:
«بِسْمِ اللَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ، وَ هذا قَتيلٌ في رِضَى اللَّهِ
؛ به نام خداوند و هيچ حركت و نيرويى جز از جانب خدا نيست و اين شهيدى است در راه رضاى خدا!». [٢]
در هر لحظه از زندگى آن بزرگوار درسى نهفته است، درسى براى رهروان راه حق و پويندگان مسير عزّت و افتخار.
به گونهاى كه ملاحظه مىكنيد دراين لحظات تنهايى، و لحظات واپسين عمر مباركش، هيچ ترس و وحشتى از انبوه دشمن و سرنوشت قريب الوقوعش به خود راه نمىدهد.
همچنان به ياد خداست، همچنان با زبانهاى مختلف حتّى با زبان نفرين! پند و اندرز مىدهد، آنها را از آينده شومى كه در پيش دارند برحذر مىدارد، و به سوى خدا فرا مىخواند.
و سرانجام بر چهره مرگ لبخند مىزند، و مقدم شهادت را گرامى مىدارد و با ياد خدا به استقبال آن مىشتابد!
[١]. مقتل الحسين خوارزمى، ج ٤، ص ٣٤ و بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٥١- ٥٢.
[٢]. مناقب ابن شهر آشوب، ج ٤، ص ١٢٠.