عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٤ - ٨٧- حبيب بن مظاهر
كلمات حماسى اين مرد باعث شد تا ديگران نيز اعلام آمادگى كنند. هفتاد نفر آماده شدند ولى در آن ميان، يكى از جاسوسان عبيداللَّه بن زياد، خبر را به ابن سعد رساند و او «ازرق بن حرث» را در رأس يك گروه چهارصد نفره فرستاد تا از ورود قوم بنىاسد به كربلا ممانعت به عمل آورد.
در نزديكى فرات، در آن شب دو گروه به يكديگر رسيدند و جنگ سختى در گرفت، تعدادى از قوم بنىاسد كشته شدند و بقيه متوارى گشتند و حبيب به سوى كربلا آمد و گزارش آن واقعه را به عرض امام رساند و امام عليه السلام فرمود:
«الْحَمْدُلِلَّهِ كَثِيراً وَلَا حَوْلَ وَ لَاقُوَّةَ إلّا بِاللَّهِ». [١]
حبيب چهره شناخته شده و مورد اعتماد و احترام اصحاب و امام بود. مىتوان جايگاه او را از لحظه ورود به كربلا تا زمان شهادت از دل تاريخ بيرون كشيد.
غروب تاسوعا آنگاه كه دشمن به يكباره از صحرا كنده شد و به سوى اردوگاه امام حركت كرد، امام براى مواجهه و گفتگو با آنان، برادرش قمر بنىهاشم، عباس عليه السلام را با بيست سوار فرستاد كه چهره حبيب در آن جمع از سرآمدترين چهرهها بود.
در شب عاشورا هنگامى كه امام يارانش را براى تجديد بيعت فرا مىخواند اولين شخصى را كه امام نامش را به زبان جارى ساخت «حبيب» است.
كلمات حماسى و شورانگيز حبيب در آن شب فراموش نشدنى در حمايت از امام و دفاع از حريم خاندان عصمت و طهارت، هيچگاه از ذهن تاريخ پاك نخواهد شد. [٢]
آرى حبيب بزرگ اصحاب امام عليه السلام بود، آنگونه كه قمر بنىهاشم بزرگ جوانان بنىهاشم محسوب مىشد.
و بالاخره در روز عاشورا برگ زرين ديگرى بر دفتر افتخارات اين مهمان پير امام
[١]. فتوح ابن اعثم، ج ٥، ص ٩١- ٩٢؛ مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ٢٤٣- ٢٤٤ و انسابالاشراف، ج ٣، ص ٣٨٨.
[٢]. رجوع شود به: بخش رويدادها، شماره ٦٦.