عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٨ - ٢٨- عزادارى در مدينه
مىنگريست، اندوهش تازه و غمش افزوده مىشد. [١]
سكينه نيز فرياد زد: «اى جدّا! از مصايبى كه بر ما گذشت به تو شكايت مىكنم. به خدا سوگند، من سنگ دلتر، جفا كارتر و خشنتر از يزيد نديدم و هيچ كافر و مشركى را بدتر از او سراغ ندارم! او با چوبدستىاش به دندان پدرم مىزد و مىگفت: ضربهها چگونه است اى حسين!»
(... فَلَقَدْ كانَ يَقْرَعُ ثَغْرَ أَبي بِمِخْصَرَتِهِ وَ هُوَ يَقُولُ: كَيْفَ رَأَيْتَ الْضَّرْبَ يا حُسَيْنُ). [٢]
همچنين نقل شده است كه پس از شهادت امام حسين عليه السلام زنان بنىهاشم لباسهاى سياه و خشن بر تن كردند، از سرما و گرما پروايى نداشتند و به عزادارى مىپرداختند و امام على بن الحسين عليه السلام براى مراسم ماتم و عزادارى آنها غذا تهيه مىكرد. [٣]
امام صادق عليه السلام فرمود: زنان بنى هاشم به مدت پنج سال حالت عزا داشتند و از آرايش و زينت دورى مىجستند، تا آن زمان كه مختار (قيام كرد و) عبيداللَّه بن زياد را كشت و سرش را (به مدينه) فرستاد. [٤]
همچنين در روايتى ديگر از آن حضرت آمده است: «امام زينالعابدين عليه السلام مدّت چهل سال بر پدر بزرگوارش گريه كرد، درحالى كه روزها را روزه بود و شبها را به عبادت مىپرداخت. وقت افطار هنگامى كه خادمش آب و غذا در برابرش مىنهاد و مىگفت: مولاى من! ميل بفرماييد؛ آن حضرت [به ياد مظلوميت پدر] مىفرمود:
«قُتَلِ ابْنُ رَسُولِاللَّهِ جائِعاً، قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ عَطْشاناً
؛ پسر رسول خدا گرسنه و تشنه شهيد شد».
مكرّر اين جمله را مىگفت و اشك مىريخت، تا آنكه آب و غذايش با اشك چشم او آميخته مىشد (سپس افطار مىكرد.) آن حضرت تا هنگام رحلت همين گونه بود. [٥]
[١]. بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١٩٨.
[٢]. مقتل الحسين مقرّم، ص ٣٧٦.
[٣]. بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١٨٨.
[٤]. مقتل الحسين مقرّم، ص ٣٧٦.
[٥]. ملهوف (لهوف)، ص ٢٣٣.