عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩ - ٧٧- بشتابيد اى دليرمردان!
رحمتتان كند! بشتابيد به سوى مرگى كه از آن چارهاى نيست، اين تيرها فرستادگان اين جماعت است!».
پس اصحاب آن حضرت (شجاعانه با دشمن درگير شدند و) بخشى از روز را پيكار كردند تا آن كه گروهى از ياران امام عليه السلام شربت شهادت نوشيدند، در اين هنگام، امام عليه السلام دست بر محاسن شريفش گذاشت و فرمود:
«اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى الْيَهُودِ إِذْ جَعَلُوا لَهُ وَلَداً، وَاشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى النَّصارى إِذْ جَعَلُوهُ ثالِثَ ثَلاثَةٍ، وَ اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى الَمجُوسِ إِذْ عَبَدُوا الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دُونَهُ، وَ اشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلى قَوْمٍ اتَّفَقَتْ كَلِمَتُهُمْ عَلى قَتْلِ ابْنِ بِنْتِ نَبِيِّهِمْ، أَما وَاللَّهِ لا أُجيبُهُمْ إِلى شَىْءٍ مِمَّا يُريدُونَ حَتّى أَلْقَى اللَّهَ تَعالى وَ أَنَا مُخَضَّبٌ بِدَمي».
«غضب خداوند آنگاه بر قوم يهود شدّت گرفت كه براى او فرزند قائل شدند، و بر امّت مسيح آن هنگام غضب خداوند شدّت گرفت كه او را يكى از سه خدا دانستند و بر زرتشتيان وقتى خشمگين شد كه به جاى خدا، ماه و خورشيد را پرستيدند و غضب خداوند اكنون بر اين گروه شدّت گرفت كه بر كشتن پسر دختر پيغمبر خود، هماهنگ شدند!
به خدا سوگند! آنچه را (از تسليم در برابر ظلم و تن دادن به ذلّت) از من مىخواهند، اجابت نخواهم كرد، تا آن كه آغشته به خون خويش، خداوند را ملاقات كنم!». [١]
لحظات حسّاسى بود، گويى آسمان به تماشا نشسته بود و زمين در انتظار؛ تا اين صحنههاى پر غوغا و فراموش نشدنى را بنگرند، و پيكار شيرمردانى را كه جز به خدا نمىانديشيدند و آغوش خود را براى شهادت گشوده بودند، نظاره كنند و به آن همه عظمت و ايثار آفرين گويند! هزاران آفرين!
[١]. ملهوف (لهوف)، ص ١٥٨ و بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١٢.