عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٨ - ب) قيام توّابين
ب) قيام توّابين
نخستين عكسالعمل همگانى در ارتباط با حادثه كربلا، توسّط مردم كوفه شكل گرفت؛ چرا كه از يك سو، در كوفه شيعيان فراوانى زندگى مىكردند كه به اميرمؤمنان عليه السلام و امام حسين عليه السلام علاقمند بودند و از سوى ديگر، آنان با نامههاى خود، آن حضرت را به عراق دعوت كردند، و سپس از يارى او سرباز زدند و در واقع اباعبداللَّه الحسين عليه السلام و يارانش را تسليم دشمن كردند و از سوى سوم، جمعى از همين مردم در آن حادثه هولناك مشاركت داشتند.
پس از ماجراى كربلا، شيعيان كوفه خود را بيش از ديگران مستحق ملامت مىدانستند و از عدم نصرت فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله احساس گناه و شرمسارى شديدى مىكردند. آنان براى جبران اين خطاى بزرگ، در پى قيام و شورش برآمدند، تا بتوانند اين لكّه ننگ را از دامان خود شستشو دهند.
به همين منظور گروهى از شيعيان به نزد بزرگان شيعه در كوفه كه عبارت بودند از:
سليمان بن صرد خزاعى، مسيّب بن نجبه فزارى، عبداللَّه بن سعد بن نُفَيل أزدى، عبداللَّه بن وال تميمى و رِفاعة بن شدّاد بَجَلى رفتند و همگى در منزل سليمان اجتماع كردند.
نخست، مسيّب بن نجبه شروع به سخن كرد و پس از بيان مقدّمهاى گفت: «... ما در ارتباط با امتحانى كه خداوند ما را در مورد خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله كرد، دروغگو از آب درآمديم و از اين امتحان سرشكسته خارج شديم. نامهها و فرستادگان آن حضرت پيش از آن به ما رسيد و حجّت بر ما تمام كرده، و بارها، چه پنهان و چه آشكارا، از ما يارى خواسته بود؛ ولى ما از جانمان درباره او دريغ ورزيديم. او در نزديكى ما به شهادت رسيد، ولى ما نه با دستانمان و نه با زبان و نه با اموال و عشيره خود او را كمك نكرديم. اكنون ما در پيشگاه خدا و پيامبرمان چه عذرى داريم؟!»
سپس ادامه داد:
«لا وَاللَّهِ لا عُذْرَ دُونَ أَنْ تَقْتُلُوا قاتِلَهُ وَ الْمُوالِينَ عَلَيْهِ، أَوْ تُقْتَلُوا فِي طَلَبِ