عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١١ - ١١٥- سخنان و اشعار امام عليه السلام در برابر دشمن
جنگيدند.
و اينك گفتند: همگى براى جنگ با حسين عليه السلام گرد آييد.
فرياد از مردمى پست كه جماعت را براى كشتن اهل حرمين (مكّه و مدينه) گرد آوردند.
سپس به راه افتادند و به يكديگر جهت دستگيرى من، براى خشنودى ملحدان، توصيه كردند.
براى جلب رضايت عبيداللَّه (ابن زياد) كه از نسل كافران است، در ريختن خون من از خداوند پروا نكردند و براى جلب رضايت ابن سعد- با سپاهيان خود همانند بارانى سيل آسا- قهرآميز به سوى من تاختند.
(و اين همه) نه به خاطر آنكه گناهى از من سرزده باشد، جز افتخارم به روشنايى دو ستاره:
حضرت على عليه السلام- بهترين انسان پس از پيامبر صلى الله عليه و آله- و پيامبر كه پدر و مادرش از قريشاند.
بهترين خلق برگزيده خداوند، پدر و مادرم هستند و من فرزند آن دو برگزيده.
نقرهاى برگرفته از طلا، پس من نقرهاى هستم كه فرزند دو طلايم.
چه كس در ميان مردم، جدّى همانند جدّ من و يا پدرى چون پدرم دارد. پس من فرزند دو بزرگ هستم.
مادرم فاطمه زهرا است و پدرم همان است كه در جنگ بدر و حنين، سپاه كفر را در هم شكست.
در نوجوانى به عبادت خدا پرداخت در حالى كه قريش بتها را مىپرستيدند.
آنان لات و عزّى (دو بت بزرگ دوران جاهليّت) را عبادت مىكردند در حالى كه پدرم على عليه السلام به دو قبله نماز مىگذارد.
پدرم خورشيد و مادرم ماه است و منم ستاره، فرزند آن دو.
براى پدرم در جنگ «احد» ماجرايى است كه با شكستن سپاه دشمن دلها را شفا بخشيد.
و نيز افتخارى است در جنگ «احزاب» و «فتح» كه در آن جنگها انبوه دشمن به كام مرگ فرو رفتند.
(بگوييد) اين امّت بدكردار، با عترت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله در راه خدا چه كردند؟