عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨ - ٣٥- من مأموريّت دارم!
٣٦- پيمان كوفيان حجّت را بر امام تمام كرد
در حديثى مىخوانيم امام عليه السلام به عبداللَّه بن زبير چنين فرمود:
«أَتَتْني بَيْعَةُ أَرْبَعينَ أَلْفاً يَحْلِفُونَ لِي بِالطَّلاقِ وَ الْعِتاقِ مِنْ اهْلِ الْكُوفَةِ
؛ بيعت چهل هزار تن از مردم كوفه كه در وفادارى به طلاق و عتاق سوگند خوردهاند [١] به دستم رسيده است».
عبداللَّه ابن زبير عرض كرد: «آيا مىخواهى به سراغ مردمى بروى كه پدرت را كشته و برادرت را از نزدشان بيرون كردند؟». [٢]
اين روايت نشان مىدهد كه مردم عراق از ظلم و ستم بنى اميّه به ستوه آمده بودند، وهتك مقدّسات الهى و ارزشهاى اسلامى به وسيله اين بازماندگان عصر شرك و جاهليّت همه را به ماهيّت اين جنايتكاران خائن آشنا ساخت و ترديدى براى مردم در كفر آنها باقى نگذارد.
لذا آنها به دنبال رهبرى مىگشتند كه در سايه او قيام كنند، چه رهبرى بهتر از امام حسين عليه السلام. سيل نامههاى كوفيان و بيعت آنان با امام عليه السلام حجّت را بر حضرت تمام كرد، هر چند اين افراد بى وفا اين بار هم عهد و پيمان خود را شكستند و سرانجام امام عليه السلام را تنها گذاردند.
٣٧- فقط جان بر كفان با ما همراه شوند!
هنگامى كه امام عليه السلام تصميم گرفت (از مكّه) رهسپار عراق شود، برخاست و خطبهاى به اين مضمون ايراد فرمود:
«الْحَمْدُلِلَّهِ ما شاءَ اللَّهُ، وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ، خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ
[١]. منظور از سوگند به طلاق و عتاق اين بوده كه اگر سوگند خود را بشكنند همسران آنها خود به خود مطلّقه شوند و تمام غلامان آنها آزاد گردند. جمعى از فقهاى عامّه عقيده داشتند كه اين گونه سوگند صحيح و مؤثّر است.
[٢]. تاريخ ابن عساكر، ص ١٩٤، ح ٢٤٩ (شرح حال امامحسين عليه السلام).