عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٦ - ٧- من جز زيبايى نديدهام!
داستان اين خطبه نشان مىدهد كه كوفيان با ضرباتى كه خطبه كوبنده امام سجاد عليه السلام بر روحشان وارد كرد چنان به هيجان آمدند كه آماده پيكار با دشمنان اهلبيت عليهم السلام و گرفتن انتقام از قاتلان شهداى كربلا شدند، ولى امام عليه السلام كه مىدانست آنها بىوفايى خود را بارها نشان دادهاند و سستتر از آن هستند كه قيام همه جانبهاى بر ضد جانيان بنىاميه كنند، سخنان آنها را رد كرد و فرمود: به اين بسنده مىكنم كه بر ضد ما گامى بر نداريد كه به خير شما اميدى نيست اى سياه رويان!
٧- من جز زيبايى نديدهام!
ابن زياد سرمست از غرور پيروزى و براى قدرتنمايى، در كاخ خود نشست و اجازه ورود همگانى داد. سپس دستور داد، سر امام حسين عليه السلام را آورده و در برابرش قرار دهند و آنگاه فرمان داد كه زنان حريم حسينى و كودكانش را وارد كنند.
زينب عليها السلام به صورت ناشناس وارد مجلس شد و در گوشهاى نشست.
ابن زياد پرسيد: اين زن كيست؟
پاسخ دادند:
«هذِهِ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيٍ
؛ اين زن، زينب دختر على است».
ابن زياد رو به زينب كرد و گفت: خدا را سپاس كه شما را رسوا ساخت و نادرستى خبرهاى شما را نشان داد!
زينب عليها السلام پاسخ داد:
«إِنَّما يَفْتَضِحُ الْفاسِقُ، وَ يَكْذِبُ الْفاجِرُ وَ هُوَ غَيْرُنا
؛ فقط فاسق رسوا مىشود و انسان فاسد دروغ مىگويد و آن هم ما نيستيم و ديگرى است».
ابن زياد گفت:
«كَيْفَ رَأَيْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخيكِ وَ أَهْلِ بَيْتِكِ
؛ كار خدا را نسبت به برادرت و خاندانت چگونه ديدى؟»
زينب (با صلابت و قدرت) پاسخ داد:
«ما رَأَيْتُ إِلّا جَميلًا، هؤُلاءِ قَوْمٌ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرَزُوا إلى مَضاجِعِهِمْ، وَ سَيَجْمَعُ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ، فَتُحاجُّ وَتُخاصَمُ، فَانْظُرْ لِمَنِ الْفَلْجُ يَوْمَئِذٍ، ثَكِلَتْكَ امُّكَ يَابْنَ مَرْجانَةَ
؛ من جز زيبايى و نيكى نديدم، آنها گروهى بودند كه خداوند