عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٦ - ٦٣- هرگز دست از دامنت بر نمىداريم!
وا علياه، وا حسناه، وا حسيناه، اى واى بر بى ياورى ....
عمّهام گفت: برادر! ما را به حرم جدّمان برسان. فرمود:
«يا اخْتاهُ! لَيْسَ لِي إِلى ذلِكَ سَبيلٌ
؛ هان اى خواهرم! راهى براى انجام اين كار نيست».
امّ كلثوم عرض كرد: براى اين مردم از منزلت جدّت و پدر و مادرت و برادرت بگو (و به يادشان آور).
امام فرمود:
«ذَكَّرْتُهُمْ فَلَمْ يُذَكَّرُوا، وَ وَعَظْتُهُمْ فَلَمْ يَتَّعِظُوا وَ لَمْ يَسْمَعُوا قَوْلي، فَما لَهُمْ غَيْرُ قَتْلي سَبيلًا، وَ لابُدَّ أَنْ تَرَوْني عَلَى الثَّرى جَديلًا، لكِنْ أُوصيكُنَّ بِتَقْوَى اللَّهِ رَبِّ الْبَرِيَّةِ وَ الصَّبْرِ عَلَى الْبَلِيَّةِ وَ كَظْمِ نُزُولِ الرَّزِيَّةِ، وَ بِهذا وَعَدَ جَدُّكُمْ، وَ لا خُلْفَ لِما وَعَدَ، وَدَّعْتُكُمْ إِلهِىَ الْفَرْدَ الصَّمَدَ
؛ يادآورى كردم ولى توجّهى نكردند، پندشان دادم ولى نپذيرفتند، آنان هيچ هدفى جز كشتن من ندارند، و به ناچار مرا در اين دشت به خاك افتاده خواهيد ديد، شما را به تقواى خداوندى كه پروردگار عالم است و بردبارى در برابر گرفتارىها و خويشتندارى در برابر مصائب سفارش مىكنم. جدّ شما، پيامبراكرم صلى الله عليه و آله مرا به اين روز نويد داده است وعدهاى كه تخلّفى در آن نخواهد بود. شما را به خداى يگانه بى نياز مىسپارم».
سپس مدّتى گريستم و امام اين آيه را تلاوت كرد: « «وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ»؛ آنها به ما ستم نكردند بلكه به خود ستم مىنمودند». [١]
پس از سخنان صريح و آزادمنشانه ابى عبداللَّه عليه السلام، ابتدا عبّاس بن على (برادر رشيدش) به امام عليه السلام عرض كرد: براى چه دست از تو برداريم؟ براى اينكه پس از تو زنده بمانيم؟ خدا نكند هرگز چنين روزى را ببينيم!!
آنگاه برادران امام و فرزندان و برادرزادگان او و فرزندان عبداللَّه بن جعفر (فرزندان حضرت زينب) به پيروى از عبّاس يكى پس از ديگرى، سخنان مشابهى گفتند، طبعاً امام عليه السلام از اين همه وفادارى و پايمردى و شهامت در انتخاب بهترين راه
[١]. بقره، آيه ٥٧.