عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٦ - ٢٠- بازمانده شام
دختر رقيه آمده است. [١]
جان دادن دختر سه يا چهارساله امام حسين عليه السلام در خرابه شام با آن وضع دلخراش و رقّت بار و سپس برپا شدن آن بارگاه بسيار باشكوه بر قبرش، در حالى كه از آن همه شوكت ظاهرى بنىاميه چيزى در آنجا باقى نمانده، درس عبرت بسيار مهمى براى همه عبرتبينان شده است كه چگونه آن كاخهاى با عظمت امويان ويران گشت و اثرى از آن باقى نماند، ولى آن خرابه به بركت طفل چهارسالهاى از خاندان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اينگونه آباد شد، و همين موضوع، سوژه داغى براى ادبا و شاعران نكتهدان شده است و اشعار زيبا و جالبى در اين باره سرودهاند؛ از جمله يكى از آنها از زبان دختر امام حسين عليه السلام چنين سروده است:
|
زائران قبر من! اين شام، عبرتخانه است |
مدفنم آباد و قصر دشمنم ويرانه است |
|
|
دخترى بودم سه ساله، دستگير و بىپدر |
مرغ بىبال و پرى را اين قفس كاشانه است |
|
|
بود سلطانى ستمگر، صاحب قدرت يزيد |
فخر مىكرد او كه مستم، در كفم پيمانه است |
|
|
داشت او كاخى مجلّل، دستگاهى با شكوه |
خود چه مردى، كز غرور سلطنت ديوانه است |
|
|
داشتم من بسترى از خاك، بالينى ز خشت |
همچو مرغى كو بسا محروم ز آب و دانه است |