عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦ - مروان بن حكم مشاور عالى عثمان
«ابن قتيبه» و «ابن عبد ربّه» و «ذهبى» كه همگى از معاريف اهل سنّت هستند، مىگويند: از جمله امورى كه مردم بر عثمان انتقاد داشتند، اين بود كه «حكم بن ابى العاص» را نزد خود جاى داد، در حالى كه ابوبكر و عمر حاضر به اين كار نشدند! [١]
عثمان «حَكَم» را مقرّب خويش ساخت و جبّه خز (لباس گرانقيمت) بر او پوشانيد و جمع آورى زكات طايفه «قضاعه» را بر عهده او گذاشت و آنگاه همه آن مبلغ را- كه سيصد هزار درهم بود- به وى بخشيد.
مهمتر از آن، بزرگداشت «مروان بن حكم» است. [٢] مروان كه پسر عموى خليفه بود، مورد توجّه ويژه عثمان قرار داشت. وى را به دامادى خويش انتخاب كرد و آنگاه او رابه عنوان معاون و مشاور عالى خود برگزيد.
محقّقان مىگويند: هر چند خلافت به ظاهر در دست عثمان قرار داشت، ولى نفوذ مروان به گونهاى بود كه چنين به نظر مىرسيد، عثمان فقط به اسم خليفه است! و خليفه واقعى مروان است! [٣]
على عليه السلام نيز با اشاره به اين واقعيّت و نفوذ و سلطه مروان در دستگاه خلافت و تأثيرپذيرى عثمان از وى، خطاب به عثمان فرمود:
«اما رَضِيتَ مِنْ مَرْوانَ وَ لا رَضِىَ مِنْكَ إِلَّا بِتَحَرُّفِكَ عَنْ دِينِكَ، وَ عَنْ عَقْلِكَ مِثْلُ جَمَلَ الظَّعِينَةِ يُقادُ حَيْثُ يُسارُ بِهِ
؛ تو از مروان راضى نمىشوى و او از تو خشنود نمىشود؛ جز آنكه دين و عقلت را به انحراف بكشاند و (تو در برابر او) همانند شترى هستى كه او را به هر سو بخواهند مىكشند!». [٤]
[١]. رجوع كنيد به: الغدير، ج ٨، ص ٢٤١ به بعد.
[٢]. درباره خباثت و مذمّت از مروان و خلاف كاريهاى او رجوع كنيد به: الغدير، ج ٨، ص ٢٦٠ به بعد.
[٣]. حياة الامام الحسين بن على عليه السلام، ج ١، ص ٣٣٧.
[٤]. تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٣٩٧ و شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ١٤٧. در خطبه ١٦٤ نهجالبلاغه نيز آمده است: «فَلَا تَكُونَنَّ لِمَرْوانَ سَيِّقَةً يَسُوقُكَ حَيْثُ شاءَ بَعْدَ جَلَالِ السِّنِّ وَ تَقَضِّى الْعُمُرِ؛ در اين پيرى و پايان عمر، خود را ابزار دست مروان مساز كه تو را به هر سو بخواهد، براند».