عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - ٢- پاكى و تقوا و اصالت خانوادگى
به ما مطرح مىنمودند. (آنها كجا هستند تا ببيند كه) خداوند ما را برترى داد و آنها را پايين آورد؛ به ما عطاكرد و آنها را محروم ساخت؛ ما را (در كانون نعمت خويش) داخل نمود و آنها را خارج ساخت. مردم به وسيله ما هدايت مىيابند و از نور ما نابينايان روشنى مىجويند. به يقين امامان از قريش هستند و درخت وجودشان در سرزمين اين نسل از هاشم غرس شده است، اين مقام در خور ديگران نيست و زمامداران غير از آنها شايستگى ولايت وامامت را ندارند». [١]
٢- پاكى و تقوا و اصالت خانوادگى
اصالت خانوادگى و طهارت حَسَب و نَسَب طايفهاى كه آيه تطهير در شأن سران و بزرگان آنان نازل مىشود، نيازى به شرح و بيان ندارد؛ ولى در مقابل آن، زندگى ننگين زنان و مردان بنىاميّه به قدرى زبانزد خاصّ و عام شده بود كه با وجود اين كه آنان بعدها دهها سال با اختناق و سركوب زمام امور مسلمين را در دست داشتند، نتوانستند آن رسوايىها را از خاطرهها محو سازند. زنانى كه رسماً داراى پرچم خاص! بوده، و درِ خانههايشان به روى هر مرد بيگانهاى باز بوده است. انسانهايى كه چند نفر در تعيين نسبشان با هم درگير مىشدند و هر كدام خود را پدر آنها مىدانستند. [٢]
اميرمؤمنان عليه السلام در اشارهاى پر معنى در يك جمله كوتاه به همين نكته اشاره كرده، در جواب نامه معاويه مىفرمايد:
«وَ أَمَّا قُولُكَ: «إِنّا بَنُو عَبْدِ مَنافٍ» فَكَذلِكَ نَحْنُ وَ لكِنْ لَيْسَ أُمَيَّةُ كَهاشِمٍ وَ لا حَرْبٌ كَعَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ لا أَبُوسُفْيانَ كَأَبِي طالِبٍ وَ لا الْمُهاجِرُ كَالطَّلِيقِ وَ لَا الصَّرِيحُ كَاللَّصِيقِ
؛ و امّا سخن تو به اينكه ما همه فرزندان عبدمناف هستيم. آرى (به
[١]. نهج البلاغه، خطبه ١٤٤.
[٢]. براى اطّلاع بيشتر مراجعه شود به ربيع الابرار زمخشرى، ج ٣، باب القرابات و الانساب و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٣٣٦ و ج ٢، ص ١٢٥.