عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٠ - ج) قيام مختار
نيروهاى مختار در كوفه يورش بردند و «دارالاماره» را محاصره كردند. مختار با دفعالوقت، براى ابراهيم اشتر پيام داد تا سريعاً به كوفه برگردد. او نيز به يارى مختار شتافت و با قدرت، توطئه سرشناسان كوفه را سركوب نمود.
مختار پس از سركوبى اين حركتِ مذبوحانه در كوفه، ابراهيم اشتر را مجدّداً روانه جنگ با ابن زياد كرد و خود به خونخواهى خاندان پيامبر پرداخت.
ابراهيم اشتر در پنج فرسخى «موصل» سپاه ابنزياد را چنان درهم ريخت كه عدّهاى از آنان در حين فرار خود را به رودخانه افكندند و غرق شدند.
در اين نبرد كه درست روز عاشوراى سال ٦٧ هجرى اتّفاق افتاد بسيارى از عناصر آلوده بنىاميّه چون عبيداللَّه بن زياد و حصين بن نُمَير به هلاكت رسيدند.
ابراهيم خود با شمشيرش، ابن زياد- آن مرد خونخوار سنگدل- را دو نيم ساخت و جسدش را سوزاند و سرش را به كوفه نزد مختار فرستاد. او نيز آن را به مدينه نزد امام سجّاد عليه السلام فرستاد كه امام با ديدن آن شاد شد. [١]
خبر هلاكت ابن زياد، موج خوشحالى را به بنىهاشم هديه كرد. در اين زمينه از امام صادق عليه السلام روايت شده است:
«مَا اكْتَحَلَتْ هاشِمِيَّةٌ، وَ لَااخْتَضَبَتْ، وَ لَارُئِىَ فِي دارِ هاشِمِىٍّ دُخانٌ خَمْسَ حِجَجٍ، حَتَّى قُتِلَ عُبَيْدُاللَّهِ بْنُ زِيادٍ
؛ پس از حادثه دلخراش كربلا هيچ زنى از بنىهاشم خود را آرايش نكرد و به مدّت پنج سال در خانه بنىهاشم دودى (جهت پخت غذا) به هوا برنخاست تا آنكه (آن مرد خبيث) ابن زياد به هلاكت رسيد». [٢]
[١]. مراجعه شود به: بحارالانوار، ج ٣٤، ص ٣٨٣- ٣٨٦؛ تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٥١٣- ٥١٦ و ص ٥٥٦ و فتوح ابن اعثم، ج ٦، ص ١٨٣.
در تاريخ يعقوبى چنين آمده است: «إِنَّ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ عليه السلام لَمْ يُرَ ضاحِكاً قَطُّ، مُنْذُ قُتِلَ أَبُوهُ إِلَّا فِي ذلِكَ الْيَوْمِ؛ امام سجّاد از روزى كه پدر بزرگوارش به شهادت رسيد، خندان ديده نشد تا آن روز كه سر ابن زياد را نزدش آوردند». (تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٢٥٩)
[٢]. بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٣٨٦.