گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٩
بحثى درباره احاديث «شناخت خدا از طريق خدا»
گفتيم كه خداوند ، خود از ره نمايان به سوى خداشناسى است ؛ يعنى خدا را مى توان از طريق خود او شناخت . اكنون اين مسئله مطرح است كه مقصود از «شناخت خدا با خدا» چيست ؟ در پاسخ مى توان سه تفسير روشن از «شناخت خدا با خدا» ارائه كرد :
١ . شناخت خدا از طريق آثار
خداوند متعال ، با ارائه آثار علم و قدرت و حكمت در نظام آفرينش به انسان ، او را با آفريدگار حكيم و تواناى جهان ، آشنا مى كند . شمارى از احاديث ، به اين تفسير اشاره دارند ، مانند : إِنَّما عَرَّفَ اللّه ُ ـ جَلَّ و عَزَّ ـ نَفسَهُ إِلى خَلقِهِ بِالكَلامِ وَ الدَّلالاتِ عَلَيهِ وَ الأَعلامِ . [١] بى ترديد ، خداى عز و جل ، خود رابا سخن و دلالت و نشانه ها به مردم شناسانده است.
٢. شناخت خدا از طريق تنزيه و تقديس
تنزيه و تقديس آفريدگار از مشابهت با آفريده ها ، دومين تفسير شناخت خدا به خداست . صدر الدين شيرازى قدس سره در اين باره مى گويد : معنايش اين است كه در آغاز با وجود اشيا ، بر وجود او استدلال شود . سپس، ذات او ، با نفىِ مانند و شبيه داشتن ، شناخته شود . پس چون غير او از او نفى شد و شبيهى، چه جسم باشد و چه روح، براى او تصوّر نشد ، دانسته مى شود كه او از توصيف به غير ذات خود ، منزّه است . پس هر كس خدا را اين گونه بشناسانَد كه به هيچ چيزى شبيه نيست و چيزى هم شبيه او نيست ، بى گمان ، خدا را به خدا شناخته است ، نه به غير او . [٢] اين تفسير ، در شمارى از احاديث نيز آمده است ؛ مانند آن كه امير مؤمنان على عليه السلام ، در پاسخ كسى كه از ايشان پرسيد : «چگونه خدا ، خود را به تو شناسانده است؟» ، فرمود : لا يَشبَهُهُ صورَةٌ ، و لا يُحَسُّ بالحَواسِّ ، و لا يُقاسُ بِالنّاسِ . [٣] هيچ تصويرى ، شبيه او نيست و با حواس، حس نمى شود و با مردم، مقايسه نمى گردد .
[١] الكافى : ج٨ ص١٤٨ ح١٢٨ .[٢] شرح اُصول الكافى : ج ٣ ص ٦١ .[٣] الكافى : ج١ ص٨٥ ح٢ .