گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٧
١٠٣١.عنه صلى الله عليه و آله : يا مَعشرَ التُّجّارِ ، إنَّكُم قَد وُلِّيتُم أمرا هَلَكَت فيهِ الاُمَمُ السَّالِفَةُ ؛ المِكيالَ وَالميزانَ . [١]
٢ / ٨ . الإِملاءُ وَالاِستِدراجُ
الكتاب
« وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ » . [٢]
« وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـئايَـتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ * وَأُمْلِى لَهُمْ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ » . [٣]
الحديث
١٠٣٢.مسند ابن حنبل عن عُقبَة بن عامر عن رسول اللّه صل إذا رَأَيتَ اللّه َ يُعطِي العَبدَ مِنَ الدُّنيا عَلى مَعاصيهِ ما يُحِبُّ ، فَإِنَّما هُوَ استِدراجٌ . ثُمَّ تَلا رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله « فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَ بَ كُلِّ شَىْ ءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَـهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ » [٤] . [٥]
الفصل الثّالث : الاعتبار بالاُمم
٣ / ١ . اِبتِلاءُ الاُمَمِ
١٠٣٣.مجمع البيان ـ في قَولِهِ تَعالى : «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ ع: في تَفسيرِ الكَلبِيِّ : لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ قامَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَتَوَضَّأَ وأسبَغَ وُضوءَهُ ، ثُمَّ قامَ وصَلّى فَأَحسَنَ صَلاتَهُ ، ثُمَّ سَأَلَ اللّه َ سُبحانَهُ ألّا يَبعَثَ عَلى اُمَّتِهِ عَذاباً مِن فَوقِهِم ولا مِن تَحتِ أرجُلِهِم ، ولا يُلبِسَهُم شِيَعاً ، ولا يُذيقَ بَعضَهُم بَأسَ بَعضٍ . فَنَزَلَ جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، إنَّ اللّه َ تَعالى سَمِعَ مَقالَتَكَ ، وإنَّهُ قَد أجارَهُم مِن خَصلَتَينِ ولَم يُجِرهُم مِن خَصلَتَينِ ؛ أجارَهُم مِن أن يَبعَثَ عَلَيهِم عَذاباً مِن فَوقِهِم أو مِن تَحتِ أرجُلِهِم ، ولَم يُجِرهُم مِنَ الخَصلَتَينِ الاُخرَيَينِ . فقال صلى الله عليه و آله : يا جَبرَئيلُ ، ما بَقاءُ اُمَّتي مَعَ قَتلِ بَعضِهِم بَعضا ؟ فَقامَ وعادَ إلَى الدُّعاءِ ، فَنَزَلَ : «الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ» الآيَتَينِ ، فَقالَ : لابُدَّ مِن فِتنَةٍ تُبتَلى بِهَا الاُمَّةُ بَعدَ نَبِيِّها ، لِيَتَبَيَّنَ الصَّادِقُ مِنَ الكاذِبِ ، لِأَنَّ الوَحيَ انقَطَعَ ، وبَقِيَ السَّيفُ وَافتِراقُ الكَلِمَةِ إلى يَومِ القِيامَةِ . [٦]
١٠٣١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى گروه بازرگانان! شما عهده دار چيزى شده ايد كه امّت هاى گذشته بر اثر آن ، به هلاكت افتادند : پيمانه و ترازو .
٢ / ٨ . املا و استدراج
قرآن
«و بى گمان، فرستادگان پيش از تو [ نيز ] مسخره شدند. پس به كسانى كه كافر شده بودند ، مهلت دادم . آن گاه آنان را [ به كيفر ]گرفتم. پس چگونه بود كيفر من؟» .
«و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج، از جايى كه نمى دانند ، گريبانشان را خواهيم گرفت. و به آنان مهلت مى دهم، كه تدبير من ، استوار است» .
حديث
١٠٣٢.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عُقبة بن عامر ـ: پيامبر خدا فرمود : «هر گاه ديدى كه خداوند ، بهره دنيا را به بنده اى عطا مى فرمايد تا به گناهانى كه مى خواهد ، بپردازد ، اين جز پلّه پلّه فرو افتادنش نيست» . سپس پيامبر خدا اين آيه را تلاوت فرمود : «پس چون آنچه را بِدان پند داده شدند ، فراموش كردند ، درهاى همه چيز را بر آنان گشوديم و چون بدانچه داده شدند ، شادمان گشتند ، ناگهان گرفتيمشان . پس همان دم ، نوميد شدند» .
فصل سوم : عبرت گرفتن از امّت ها
٣ / ١ . آزمايش امّت ها
١٠٣٣.مجمع البيان ـ درباره اين سخن خداوند متعال : «بگو: «او توا: در تفسير الكلبى آمده است : چون اين آيه فرود آمد ، پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و وضويى شاداب و كامل گرفت و سپس ، به نماز ايستاد و نمازى نيكو گزارد . آن گاه ، از خداوند پاك ، درخواست كرد كه بر امّتش عذابى از فرازِ سرشان يا از زيرِ پاهايشان نفرستد و آنها را گروه گروه به [جان ]هم نيندازد و خشم بعضى را به بعضى ديگر نچشانَد . در اين هنگام ، جبرئيل عليه السلام فرود آمد و گفت : «اى محمّد! خداوند متعال ، گفتار تو را شنيد و آنان (امّت تو) را از دو چيز ، پناه داد و از دو چيز ، پناهشان نداد : از اين كه از فرازِ سرشان يا از زيرِ پاهايشان برايشان عذابى بفرستد ، پناهشان داد ؛ امّا از آن دو چيز ديگر (تفرقه و به جان هم افتادن) پناهشان نداد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اى جبرئيل! با وجود كشته شدن امّت من به دست يكديگر ، از آنان چه باقى مى مانَد؟» . برخاست و ديگر باره ، دعا كرد . پس اين دو آيه نازل شد : «الف، لام، ميم . آيا مردم پنداشته اند كه تا گفتند : «ايمان آورديم» ، رها مى شوند و مورد آزمايش قرار نمى گيرند؟» . پس فرمود : «از آزمايش ، گريزى نيست و امّت ، پس از پيامبرش ، بايد آزموده شود تا راستگو از دروغگو معلوم گردد ؛ زيرا وحى ، قطع شده و شمشير و تفرقه ، تا روز قيامت برجاست .
[١] السنن الكبرى : ج ٦ ص ٥٣ ح ١١١٦٦.[٢] الرعد : ٣٢ .[٣] الأعراف : ١٨٢ و ١٨٣ .[٤] الأنعام : ٤٤ .[٥] مسند ابن حنبل : ج ٦ ص ١٢٢ ح ١٧٣١٣ .[٦] مجمع البيان : ج ٤ ص ٤٨٧.