گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٤
سخنى درباره امكان يا عدم امكان زوال ايمان
بر پايه آيات و احاديثى كه در اين فصل آمد ، ايمان دو گونه است : پايدار و ناپايدار . ايمان پايدار ، ايمانى است كه تا هنگام مرگ ، همراه مؤمن است و ايمان ناپايدار ، همراهى آن با انسان ، موقّتى است و پس از مدّتى ، زايل مى گردد و عمل به مقتضاى ايمان ، موجب پايدارى آن ، و ترك عمل ، سبب ناپايدارى آن است . در اين جا اين بحث قابل طرح است كه : آيا اساسا ايمان ناپايدار ، حقيقتا ايمان است ؟ و آيا ايمان حقيقى ، قابل زوال است يا خير؟ در اين باره ، چند نظر وجود دارد از جمله اين كه درجات والاى ايمان غير قابل زوال هستند . و ظاهرا نظريه صحيح در مسئله مورد بحث ، همين نظريه است كه به روشنى مى توان آن را از روايات اهل بيت عليهم السلام استنباط كرد ، چنان كه در روايتى به سند معتبر از امام باقر و يا امام صادق عليهماالسلامآمده : إنَّ اللّه َ خَلَقَ خَلقا لِلإيمانِ لازَوالَ لَهُ ، وخَلَقَ خَلقا لِلكُفرِ لا زَوالَ لَهُ و خَلَقَ خَلقا بَينَ ذلكَ وَاسْتَودَعَ بَعضَهُم الإيمانَ ، فَإن يَشَأ أن يُتِمَّهُ لَهُم أتَمَّهُ ، و إن يَشَأ أن يَسلِبَهُم إيّاهُ سَلَبَهُم . [١] خداوند ، آفريدگانى را براى ايمان ، به گونه اى آفريده كه [ايمانشان] از ميان رفتنى نيست و براى كفر نيز آفريدگانى را چنان پديد آورده كه آن [كفر ]هم زوال پذير نيست و در اين ميان ، آفريدگانى را پديد آورده و در برخى از آنها ، ايمان را به وديعه گذاشته است . اگر بخواهد آن را برايشان كامل كند ، كامل مى كند و اگر بخواهد از آنها سلب كند ، سلب مى كند . اين روايت و نظاير آن به روشنى دلالت دارند بر اين كه انسان در سير تكاملى خود ، گاه در اثر مجاهدت به مرتبه والايى از ايمان دست مى يابد كه ديگر ، قابل زوال نيست ، بدين معنا كه خداوند متعال ، مصونيت وى را از لغزش ، تضمين مى كند . در چنين مرتبه اى ، ايمان ، جزء لاينفكّ طبيعت انسان مى گردد و بدين سان ، آفرينش او در جهت ايمانى پايدار قرار مى گيرد . به عكس ، گاه انسان در نتيجه كارهاى ناشايست به نقطه اى از كُفر مى رسد كه اين صفت ، ضميمه ذات او مى گردد و آفرينش او در جهت كُفرى پايدار كه هرگز روى سعادت را نخواهد ديد ، قرار مى گيرد . بر پايه اين نظريه ، اگر ايمان حقيقى تا به درجه اى از كمال نرسد كه جزء طبيعت انسان گردد ، قابل زوال است و هنگامى كه به درجه مورد اشاره رسيد ، قابل زوال نيست .
[١] الكافي : ج ٢ ص ٤١٧ ح ١ ، تفسير العياشي : ج ١ ص ٣٧٣ ح ٧٦ ، بحارالأنوار : ج ٦٩ ص ٢٢٤ ح ١٥ .