گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦١٠
٩ / ٢ . التَّحذيرُ مِن التَّعييرِ عَلَى العُيُوب
١٩٧٥.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن عَيَّرَ أخاهُ بِذَنبٍ قَد تابَ مِنهُ لَم يَمُتْ حَتّى يَعمَلَهُ . [١]
١٩٧٦.عنه صلى الله عليه و آله : مَن أذاعَ فاحِشَةً كانَ كمُبتَدِئها ، ومَن عَيَّرَ مُؤمِنا بِشَيءٍ لَم يَمُتْ حَتّى يَركَبَهُ . [٢]
١٩٧٧.عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّه َ عز و جل خَلَقَ المُؤمِنَ مِن عَظَمَةِ جَلالِهِ وقُدرَتِهِ ، فمَن طَعَنَ عَلَيهِ أو رَدَّ عَلَيهِ قَولَهُ فقَد رَدَّ عَلَى اللّه ِ عز و جل . [٣]
٩ / ٣ . الحَثُّ عَلَى سَترِ العُيُوب
١٩٧٨.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن سَتَرَ عَلى مُؤمِنٍ فاحِشَةً فكأنَّما أحيا مَوؤودَةً . [٤]
١٩٧٩.عنه صلى الله عليه و آله : كانَ بِالمَدينَةِ أقوامٌ لَهُم عُيوبٌ فسَكَتوا عَن عُيوبِ النّاسِ ، فأسكَتَ اللّه ُ عَن عُيوبِهِمُ النّاسَ، فماتُوا ولا عُيوبَ لَهُم عِندَ النّاسِ، وكانَ بِالمَدينَةِ أقوامٌ لا عُيوبَ لَهُم فتَكَلَّموا في عُيوبِ النّاسِ، فأظهَرَ اللّه ُ لَهُم عُيوبا لَم يَزالوا يُعرَفونَ بِها إلى أن ماتوا. [٥]
٩ / ٤ . مَدحُ مَن شَغَلَهُ عَيبُهُ عَن عُيوبِ النّاسِ
١٩٨٠.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : طوبى لِمَن مَنَعَهُ عَيبُهُ عَن عُيوبِ المُؤمِنينَ مِن إخوانِهِ . [٦]
٩ / ٢ . هشدار درباره سرزنش كردن ديگرى به خاطر عيب هايش
١٩٧٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس برادر خود را براى گناهى كه از آن توبه كرده است، سرزنش كند، نمى ميرد تا خود، آن گناه را مرتكب شود.
١٩٧٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس زشتكارى و گناهى را فاش كند، مانند كسى است كه آن را انجام داده است و هر كه مؤمنى را به چيزى سرزنش كند، نمى ميرد تا خود ، مرتكب آن شود.
١٩٧٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عز و جل مؤمن را از عظمت جلال و قدرت خويش آفريد. پس هر كه بر او طعنه بزند، يا سخنش را رد كند و نپذيرد، سخن خداوند عز و جل را رد كرده است.
٩ / ٣ . تشويق به عيب پوشى
١٩٧٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس زشتكارىِ مؤمنى را بپوشاند، چنان است كه دختر زنده به گور شده اى را نجات داده باشد.
١٩٧٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در مدينه مردمانى بودند كه عيب هايى داشتند؛ امّا چون زبان از عيبجويى مردم فرو بستند ، خداوند نيز زبان مردم را از عيبجويى آنان، فرو بست. در نتيجه، آن عدّه مُردند و مردم از عيب هاى آنان، آگاه نشدند. در همين شهر، مردمانى هم بودند كه عيبى نداشتند؛ امّا درباره عيب هاى مردم ، سخن مى گفتند. پس خداوند در آنان عيب هايى آشكار ساخت كه تا وقتى مُردند ، به آن عيب ها معروف بودند.
٩ / ٤ . ستايش كسى كه عيوبش،او را از پرداختن به عيوب ديگران باز داشته
١٩٨٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خوشا به حال آن كه عيب خودش، او را از پرداختن به عيب هاى برادران مؤمنش باز دارد!
[١] تنبيه الخواطر : ج ١ ص ١١٣.[٢] الكافي : ج ٢ ص ٣٥٦ ح ٢.[٣] الأمالي للطوسي : ص ٣٠٦ ح ٦١٤.[٤] كنز العمّال: ج ٣ ص ٢٤٩ ح ٦٣٨٨.[٥] الأمالي للطوسي : ص ٤٤ ح ٤٩.[٦] بحار الأنوار : ج ٧٧ ص ١٢٦ ح ٣٢.