گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١٠
الفصل الثاني : النّعمة
٢ / ١ . النِّعَمُ الظّاهِرةُ والباطِنةُ
الكتاب
« أَلَمْ تَرَوْاْ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِى السَّمَـوَ تِ وَ مَا فِى الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَـهِرَةً وَ بَاطِنَةً وَ مِنَ النَّاسِ مَن يُجَـدِلُ فِى اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لَا هُدًى وَ لَا كِتَـبٍ مُّنِيرٍ » . [١]
الحديث
٣٤٦٩.مجمع البيان عن ابنِ عبّاسٍ : سَألتُ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله عن قَولهِ تعالى : «ظاهِرَةً وباطِنَةً» فقالَ : يابنَ عبّاسٍ ، أمّا ما ظَهَرَ فالإسلامُ ، وما سَوَّى اللّه ُ مِن خَلقِكَ ، وما أفاضَ علَيكَ مِن الرِّزقِ . وأمّا ما بَطَنَ فسَتَرَ مَساوئَ عَمَلِكَ ولَم يَفضَحْكَ بهِ ، يا ابنَ عبّاسٍ، إنّ اللّه َ تعالى يَقولُ : ثلاثَةٌ جَعَلتُهُنَّ لِلمُؤمنِ ولَم تَكُن لَهُ : صَلاةُ المُؤمِنينَ علَيهِ مِن بَعدِ انقِطاعِ عَمَلِهِ ، وجَعَلتُ لَهُ ثُلثَ مالِهِ اُكَفِّرُ بهِ عنهُ خَطاياهُ ، والثّالِثُ : سَتَرتُ مَساوِئَ عمَلِهِ ولَم أفضَحْهُ بشَيءٍ مِنهُ ولَو أبدَيتُها علَيهِ لَنبَذَهُ أهلُهُ فمَن سِواهُم ... . [٢]
فصل دوم : نعمت
٢ / ١ . نعمت هاى آشكار و نهان
قرآن
«آيا ندانسته ايد كه خدا ، آنچه را كه در آسمان ها و آنچه را كه در زمين است، مسخّر شما ساخته و نعمت هاى آشكار و نهان خود را بر شما تمام كرده است؟ و برخى از مردم ، درباره خدا ، بى [ آن كه ] دانش و ره نمود و كتابى روشن [ داشته باشند ] ، به مجادله برمى خيزند» .
حديث
٣٤٦٩.مجمع البيان ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: از پيامبر صلى الله عليه و آله اين سخنِ خداوند متعال را كه فرمود : «نعمت هاى آشكار و نهان» پرسيدم . فرمود : «اى پسر عبّاس! نعمت هاى آشكار، اسلام است و آفرينش نيكو و كاملى كه براى تو قرار داده و روزىِ سرشارى كه به تو بخشيده است . و نعمت هاى نهان، پوشاندن اعمال بدِ تو و رسوا نساختن تو به وسيله آنهاست. اى پسر عبّاس! خداى متعال مى فرمايد : سه چيز است كه من براى مؤمن ، قرار دادم ، در حالى كه او را در آنها اختيارى نيست: اوّل ، دعاى مؤمنان براى او بعد از تمام شدن دوران عملش (پس از مرگ) . دوم، اختيار يكْ سومِ مالش را به دست او دادم تا به وسيله آن ، گناهان او را پاك كنم . و سوم ، كردارهاى زشت او را پوشاندم و به وسيله آنها رسوايش نساختم ، در صورتى كه اگر اعمال زشت او را آشكار مى كردم ، خانواده اش او را دور مى انداختند ، چه رسد به ديگران ... » .
[١] لقمان : ٢٠.[٢] مجمع البيان : ج ٨ ص ٥٠١ .