گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧١١
٨ / ٢ . مَسحُ الوَجهِ بِاليَدَينِ
٢٣٧٧.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إذا سَأَلتُمُ اللّه َ ، فَاسأَلوهُ بِبُطونِ أكُفِّكُم ، ثُمَّ لا تَرُدّوها حَتّى تَمسَحوا بِها وُجوهَكُم ؛ فَإِنَّ اللّه َ جاعِلٌ فيها بَرَكَةً . [١]
٢٣٧٨.عنه صلى الله عليه و آله : سَلُوا اللّه َ بِبُطونِ أكُفِّكُم ولا تَسأَلوهُ بِظُهورِها ، فَإِذا فَرَغتُم فَامسَحوا بِها وُجوهَكُم . [٢]
الفصل التّاسع : ما لا ينبغي للدّاعي
٩ / ١ . طَلَبُ ما لا يَعلَمُ أنَّهُ خَيرٌ لَهُ
الكتاب
« وَ يَدْعُ الْاءِنسَـنُ بِالشَّرِّ دُعَآءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كَانَ الْاءِنسَـنُ عَجُولًا » . [٣]
الحديث
٢٣٧٩.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لا تَسخَطوا نِعَمَ اللّه ِ ، ولا تَقتَرِحوا عَلَى اللّه ِ ، وإذَا ابتُلِيَ أحَدُكُم في رِزقِهِ ومَعيشَتِهِ فَلا يُحدِثَنَّ شَيئا يَسأَ لُهُ ، لَعَلَّ في ذلِكَ حَتفَهُ وهَلاكَهُ ، ولكِن لِيَقُل : اللّهُمَّ بِجاهِ مُحَمَّدٍ وآلِهِ الطَّيِّبينَ إن كانَ ما كَرِهتُهُ مِن أمري هذا خَيرا لي وأفضَلَ في ديني فَصَبِّرني عَلَيهِ ، وقَوِّني عَلَى احتِمالِهِ ، ونَشِّطني بِثِقلِهِ ، وإن كانَ خِلافُ ذلِكَ خَيرا لي فَجُد عَلَيَّ بِهِ ، ورَضِّني بِقَضائِكَ عَلى كُلِّ حالٍ ، فَلَكَ الحَمدُ . [٤]
٩ / ٢ . الاِعتِداءُ
«ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» . [٥]
٨ / ٢ . كشيدن دست ها به صورت
٢٣٧٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه از خداوند درخواست مى كنيد ، با كفِ دست هايتان از او بخواهيد و پيش از آن كه دست هايتان را بيندازيد ، آنها را به صورت هايتان بكشيد ؛ زيرا خداوند ، در كفِ دست هايتان بركت نهاده است.
٢٣٧٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از خداوند با كفِ دست هايتان درخواست كنيد و با پشتِ آنها از او درخواست نكنيد، و چون درخواستتان تمام شد ، دست هايتان را به صورت خود بكشيد.
فصل نهم : آنچه براى دعاكننده ، شايسته نيست
٩/١ . درخواست چيزى كه نمى داند به صلاح اوست
قرآن
«و انسان [ همان گونه كه ]خير را فرا مى خواند، [ پيشامد ]بد را مى خواند و انسان همواره شتاب زده است» .
حديث
٢٣٧٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نعمت هاى خدا را ناخوش مداريد و براى خدا تعيينِ تكليف نكنيد. هر گاه يكى از شما در روزى و معيشتش تنگى افتاد ، مبادا كارى بكند كه خود مى خواهد،كه شايد مرگ و نابودى او در آن باشد؛ بلكه بگويد : «بار خدايا! به آبروى محمّد و خاندان پاك او ، اگر اين وضع من ـ كه آن را ناخوش مى دارم ـ ، براى من بهتر و بيشتر به صلاح دينِ من است ، مرا بر آن ، شكيبا گردان و قدرت تحمّل آن را به من عطا فرما و در به دوش كشيدنِ بار آن ، پُرتوانم ساز، و اگر خلاف آن برايم بهتر است ، آن را به من ببخش و مرا در هر حال ، به قضايت راضى گردان ، و تو را سپاس».
٩ / ٢ . از حدْ گذشتن
«پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانيد، كه او از حد گذرندگان را دوست نمى دارد» .
[١] كنز العمّال : ج ٢ ص ٨٤ ح ٣٢٥٤.[٢] سنن أبي داوود : ج ٢ ص ٧٨ ح ١٤٨٥.[٣] الإسراء : ١١.[٤] عدّة الداعي : ص ٣٠ .[٥] الأعراف : ٥٥ .