گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٠
٢٠ / ٣ . هَلاكُ الغالي
١٠٠٢.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يا عَلِيُّ ، إنَّ فيكَ مَثَلاً مِن عيسَى بنِ مَريَمَ : أحَبَّهُ قَومٌ فَأَفرَطوا في حُبِّهِ فَهَلَكوا فيهِ ، وأبغَضَهُ قَومٌ فَأَفرَطوا في بُغضِهِ فَهَلَكوا فيهِ ، وَاقتَصَدَ فيهِ قَومٌ فَنَجَوا . [١]
٢٠ / ٤ . أخبارُ الغُلُوِّ مَوضوعَةٌ
١٠٠٣.عيون أخبار الرضا عليه السلام عن إبراهيم بن أبي م قُلتُ لِلرِّضا عليه السلام : يَا بنَ رَسولِ اللّه ِ ، إنَّ عِندَنا أخبارًا في فَضائِلِ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام وفَضلِكُم أهلَ البَيتِ ، وهِيَ مِن رِوايَةِ مُخالِفيكُم ولا نَعرِفُ مِثلَها عِندَكُم ، أفَنَدينُ بِها ؟ فَقالَ : يَا بنَ أبي مَحمودٍ ، لَقَد أخبَرَني أبي عَن أبيهِ عَن جَدِّهِ عليهم السلام أنَّ رَسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله قالَ : مَن أصغى إلى ناطِقٍ فَقَد عَبَدَهُ ، فَإِن كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّه ِ عز و جل فَقَد عَبَدَ اللّه َ ، وإن كانَ النّاطِقُ عَن إبليسَ فَقَد عَبَدَ إبليسَ . ثُمَّ قالَ الرِّضا عليه السلام : يَابنَ أبي مَحمودٍ ، إنَّ مُخالِفينا وَضَعوا أخبارًا في فَضائِلِنا وجَعَلوها عَلى ثَلاثَةِ أقسامٍ : أحَدُهَا الغُلُوُّ ، وثانيهَا التَّقصيرُ في أمرِنا ، وثالِثُهَا التَّصريحُ بِمَثالِبِ أعدائِنا ، فَإِذا سَمِعَ النّاسُ الغُلُوَّ فينا كَفَّروا شيعَتَنا ونَسَبوهُم إلَى القَولِ بِرُبوبِيَّتِنا ، وإذا سَمِعُوا التَّقصيرَ اعتَقَدوهُ فينا ، وإذا سَمِعوا مَثالِبَ أعدائِنا بِأَسمائِهِم ثَلَبونا بِأَسمائِنا ، وقَد قالَ اللّه ُ عز و جل : «ولا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدعونَ مِن دونِ اللّه ِ فَيَسُبُّوا اللّه َ عَدوًا بِغَيرِ عِلمٍ» . [٢] يَا بنَ أبي مَحمودٍ ، إذا أخَذَ النّاسُ يَمينًا وشِمالاً فَالزَم طَريقَتَنا ، فَإِنَّ مَن لَزِمَنا لَزِمناهُ ومَن فارَقَنا فارَقناهُ . إنَّ أدنى ما يَخرُجُ بِهِ الرَّجُلُ مِنَ الإِيمانِ أن يَقولَ لِلحَصاةِ : هذِهِ نَواةٌ ، ثُمَّ يَدينَ بِذلِكَ ويَتَبَرَّأَ مِمَّن خالَفَهُ . يَا بنَ أبي مَحمودٍ ، اِحفَظ ما حَدَّثتُكَ بِهِ ، فَقَد جَمَعتُ لَكَ فيهِ خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ . [٣]
٢٠ / ٣ . هلاكت غلو كننده
١٠٠٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى على! تو در يك مورد، همانند عيسى بن مريم عليهماالسلامخواهى شد: گروهى دوستدار او شدند و در اين دوستى، چندان زياده روى كردند كه تباه شدند. گروهى نيز با او دشمنى كردند و در اين دشمنى، راه افراط پيمودند و در نتيجه، تباه شدند. گروهى هم درباره او راه اعتدال در پيش گرفتند و رَستند.
٢٠ / ٤ . ساختگى بودن احاديث غلوآميز
١٠٠٣.عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به نقل از ابراهيم بن ابى محمود ـ: به امام رضا عليه السلام گفتم: اى پسر پيامبر خدا! نزد ما اخبارى در فضايل امير مؤمنان و فضيلت شما اهل بيت هست كه مخالفان شما روايت كرده اند و امثال اين اخبار را ما از شما نشنيده ايم. آيا آنها را بپذيريم؟ فرمود: «اى پسر ابو محمود! پدرم، از قول پدرش، از جدّش عليهم السلام به من خبر داد كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس به گوينده اى گوش بسپارد، بى گمان، او را عبادت كرده است. پس اگر آن گوينده، از خداوند عز و جل بگويد، شنونده خدا را عبادت كرده است و اگر گوينده، از شيطان بگويد، شنونده شيطان را عبادت كرده است ». سپس امام رضا عليه السلام فرمود: «اى پسر ابو محمود! مخالفان ما ، اخبارى در فضايل ما ساخته اند كه به سه دسته تقسيم مى شوند: يكى اخبار غلوآميز؛ ديگرى اخبارى كه در حقّ ما كوتاه آمده اند؛ و سوم، اخبارى كه از دشمنان ما به صراحت نام مى برند و عيب هايشان را بازگو مى كنند. چون مردم، اخبارى را كه درباره ما غلو كرده اند، بشنوند، شيعيان را تكفير مى كنند و اعتقاد به خدا بودنِ ما را به آنان نسبت مى دهند و هر گاه اخبارى را كه در حقّ ما كوتاهى كرده اند، بشنوند، آنها را در حقّ ما باور مى كنند ؛ و هر گاه اخبارى را كه از دشمنان ما به صراحت اسم مى برند و بدگويى مى كنند، بشنوند، به ما بى حرمتى روا مى دارند. خداوند عز و جل مى فرمايد: «و آنها كه جز خدا را مى خوانند، دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى و به نادانى، خدا را دشنام خواهند داد» . اى پسر ابو محمود! هر گاه مردم به چپ و راست رفتند، تو راه ما را در پيش گير؛ زيرا هر كه با ما باشد، ما با او هستيم و هر كس از ما جدا شود، از او جدا مى شويم. كمترين چيزى كه آدمى به سبب آن از ايمان خارج مى شود، اين است كه به سنگ ريزه بگويد: «اين ، يك هسته[ ى ميوه ]است» و بدان معتقد شود و از هر كسى كه با اين نظر او مخالفت كند، بيزارى بجويد. اى پسر ابو محمود! حديثى را كه به تو گفتم، حفظ كن؛ چرا كه در آن، خير دنيا و آخرت را برايت جمع كردم».
[١] الأمالي للطوسي : ص ٣٤٥.[٢] الأنعام : ١٠٨ .[٣] عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ١ ص ٣٠٤ ح ٦٣ .