گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٨٠
بر اين پايه ، در اسلام ، آنچه براى سلامت جسم و يا جان ، خطرناك و زيانبار است ، حرام يا مكروه است و آنچه براى سلامت انسان ، لازم و مفيد است ، واجب يا مستحب است و آنچه سود و يا زيانى براى جسم و يا جان ندارد ، مباح شناخته شده است . اين بدان معناست كه طبّ پيشگيرى ، در متن مقرّرات و احكام پنجگانه اسلام ، تنيده شده و اجراى كامل و دقيق قوانين الهى در زندگى ، سلامت جسم و جان انسان را به همراه دارد.
ارزيابى كلّى احاديث طب و بهداشت
پيش از ارزشيابى احاديث طبّى ، پاسخ دادن به سه سؤال اساسى در اين باره ، ضرورى است : سؤال اوّل : آيا علم پزشكى ، مبدأ الهى دارد و متّكى به وحى است ، يا سرآغاز آن ، تجربه انسان هاست؟ سؤال دوم : آيا پيشوايان دين ، يعنى پيامبر اسلام و اهل بيت آن بزرگوار ، از دانش پزشكى برخوردار بوده اند يا نه؟ سؤال سوم : بر فرض اطّلاع آنان از دانش پزشكى ، آيا اصولاً بناى دين ، ورود به مسائل پزشكى و درمان انواع بيمارى هاى جسمى بوده يا نه؟
١ . منشأ علم طب
برخى از دانشمندان بر اين باورند كه علم طب ، مَنشأى الهى دارد و متّكى به وحى است . انديشمند و محقّق بزرگوار ، شيخ مفيد رحمه الله ، در اين باره چنين مى گويد : طب ، [دانشى] است درست كه آگاهى از آن ، امرى ثابت است و راه دسترس يافتن بِدان نيز وحى است . آگاهان به اين دانش ، آن را تنها از پيامبران بهره گرفته اند ؛ چرا كه نه براى آگاهى يافتن از حقيقت بيمارى ، جز به كمك سمع (ادلّه نقلى) ، راهى هست و نه براى آگاه شدن به درمان ، راهى جز توفيق . بدين سان ، ثابت مى شود كه يگانه راه اين آگاهى ، شنيدن از همان خدايى است كه به همه نهفته ها آگاه است . [١] به نظر مى رسد نياز انسان هاى نخستين ، ايجاب مى كرد كه «وحى» ، برخى از دانش هاى تجربىِ ضرورى براى زندگى را در اختيار آنان قرار دهد. مؤيّد اين نظريه ، مطلبى است كه سيّد بن طاووس نقل كرده است : إنَّ اللّه َ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ أهبَطَ آدَمَ مِنَ الجَنَّةِ ، و عَرَّفَهُ عِلمَ كُلِّ شَى ءٍ ، فَكانَ مِمّا عَرَّفَهُ النُّجومُ وَ الطِّبُّ . [٢] خداوند ، آدم را از بهشت ، فرو آورد و او را از آگاهى به همه چيز ، برخوردار ساخت . نجوم و پزشكى ، از جمله چيزهايى بود كه خداوند ، وى را از آنها آگاه كرد . بنا بر اين ، مى توان گفت كه سرآغاز علم طب ، آموزه هاى وحى بوده ؛ امّا تجربه دانشمندان نيز بدان افزوده شده و تدريجا اين دانش ، گسترده تر شده و مى شود ؛ ليكن اين ادّعا كه وحى ، تنها راه رسيدن به اين دانش است ، علاوه بر اين كه متّكى بر برهان عقلى و شرعى نيست ، بطلان آن به وسيله تجربه ثابت شده است و آنچه از شيخ
[١] تصحيح الاعتقاد : ص ١٤٤ ، بحارالأنوار : ج ٦٢ ص ٧٥ .[٢] فرج المهموم : ص ٢٢ .